امر به معروف یعنی امر به هزاران كار نكرده ای كه باید انجام شود و نهی از منكر، نهی از هزاران كاری كه در حال انجام است و نباید انجام شود؛ اما چرا این امر و نهی ها انجام نمی شود؟شاید اگر كسی بخواهد انجام دهد، مجاری تعریف شده ندارد یا آنهایی كه باید این كارها را انجام دهند و به صورت نهادی و ساختاری برای آنها تعریف شده است، به خواب غفلت رفته اند یا خود را به خواب زده اند یا دستشان بسته است

راستی چرا تا اسم امربه معروف و نهی ازمنكر را می شنویم یاد كسانی می افتیم كه به تار موی بیرون افتاده یك زن گیر می دهند یا امر به نماز خواندن به كسانی می كنند كه نمی دانند چرا در چنین وضعیتی گرفتار چنین چیزی شده اند، یا یاد گشت ارشاد و منكرات و گرفتن و تذكر دادن به خانم هایی با مانتوها و روسری های كوتاه و از این قبیل مثال ها.

در این بین اگر خیلی بخواهیم امر به معروف و نهی از منكر را گسترش دهیم، به حوزه روابط اجتماعی افراد و خانواده ها مثلا در موقع غیبت و تهمت و انجام مسایل دیگر در حوزه اخلاق و عبادات می رسد. آیا واقعا معنای كامل و همه جانبه «امر به معروف  و نهی از منكر» به عنوان یكی از فروع دین اسلام كه این همه در روایات اسلامی و آیات قران بر آن تأكید شده، محدود به همین است؟ مسلما معنای كامل و همه جانیه و به تعبیری حقیقی امر به معروف و نهی از منكر این نیست؟

رفتار و تصمیم گیریها در دو حوزه فردی یا شخصی  و عمومی یا اجتماعی قابل تقسیم است. اثرات مثبت و منفی حوزه فردی و شخصی مسلما محدودتر از حوزه عمومی و اجتماعی است؛ هر رفتار و تصمیمی كه در حوزه عمومی و اجتماعی گرفته شود، تبعات مثبت و منفی آن بیشتر و گسترده تر از حوزه فردی و شخصی است. بنابراین امر به معروف و نهی از منكر به هر دو حوزه فردی و اجتماعی برمی گردد و در این میان حوزه عمومی و اجتماعی با توجه به گستردگی آن مهمتر از حوزه فردی است.

امر به معروف و نهی منكر اصلی مهم و اساسی برای هر جامعه ای است كه می خواهد بر مبنای منطق عقلانی حركت كند. مسلما هیچ جامعه متعادلی بدون امر به معروف و نهی منكر برقرار و استوار نمی گردد. سوالی كه وجود دارد، این است كه چه ارتباطی بین  امر به معروف و نهی منكر و تعادل و خرد ورزی در جامعه وجود دارد؟

هدف متعالی در هر اجتماعی، عدالت است. عدل فقط برای زیاده خواهان مطلوب نیست. امروزه با توجه به مشاركت مردم در سرنوشت اجتماعی خود، تحقق عملی و عینی عدل یكی از اهداف مهم مردم است. مصداق های عدل می تواند در همه حوزه های قدرت، ثروت، شهرت، منزلت و اعتبار اجتماعی و غیره باشد. تحقق عدل در این حوزه ها مستلزم تحقق ساختاری است كه همراه با مشاركت نهادی تك تك افراد اجتماع در سرنوشت اجتماعی خود بوده است و البته در این زمینه سازوكارهایی مثل انتخاب افراد حاكم در عرصه های مدیریت و كنترل و نظارت توسط مردم در قالب مجلس، دولت و غیره شكل گرفته است.

حوزه امر به معروف علاوه بر حوزه اخلاقیات و عبادات كه البته اینها هم به سهم خود هم برای فرد و هم برای جامعه مفید و ضروری هستند، حوزه مدیریت و كنترل و نظارت اجتماع در قالب نهادها و سازوكار های جدیدی است كه با وضعیت مشاركت طلبی مردم همراه بوده و در جهت تحقق عدالت اجتماعی در همه عرصه ها باید فعالیت كنند.

در واقع تعریف اصلی و مهم امر به معروف و نهی منكر، حوزه مدیریت و كنترل و نظارت اجتماعی است. سوالی كه وجود دارد این است كه تا چه حد در این حوزه ها متناسب با اصل اعتقادی و دینی امر به معروف و نهی منكر میدان داده شده است؟ چقدر در این حوزه ها به مردمی كه با اخلاص به دنبال تحقق عدالت در همه حوزه ها هستند، زمینه ابراز نظر داده شده و تا چه میزان موفق بوده اند؟

به عنوان مثال در حوزه مدیریت، كنترل و نظارت اجتماعی كسی سوال نمی كند كه چرا آمار در ایران از جانب نهادهای متفاوت به صورت چندگانه و متفاوت ارائه می شود؟ كسی سوال نمی كند كه چرا تا زمانی كه خودمان گرفتار مشكلی نشویم، صدایمان در نمی آید و موقعی هم كه صدایمان درمی آید، سازوكار منطقی و عقلانی در این زمینه وجود ندارد؟ مثلا تا چه مقدار بر حوزه های خودروسازی، بیمارستان ها و امور بهداشتی و درمانی، راه ها و جاده ها، قیمت ها و نرخ ها، تورم، جوانان، مسكن و غیره امر به معروف  و نهی از منكر صورت می پذیرد؟

و سوال جدی این كه چرا این قدر سطح این اصل مهم و اساسی (امر به معروف و نهی از منكر) را تقلیل می دهیم به امور جزئی و ریز و از امور كلان غافل شده ایم؟