قلاده های طلا بر گردن چه کسی است؟

  فیلم «قلاده های طلا» به کارگردانی ابوالقاسم طالبی با حمایت آشکار و پنهان برخی نهادهای رسمی و غیر رسمی ، این روزها تمام شرایط لازم برای اکران و فروش را به تسخیر خود درآورده است.

بنا بر این گزارش ، آنچه که تاکنون مغفول مانده ، نقش پنهان لیدر جریان انحرافی در «قلاده های طلا» ست. در ابتدای شروع پروژه «قلاده های طلا» کرارا در رسانه ها مطرح شد که این فیلم در قسمتهایی به نقش جریان انحرافی و لیدر این جریان و برخی از اطرافیان رییس جمهور در حوادث چند سال گذشته نیز می پردازد ، اما با پخش این فیلم مشخص شد که چنین خبری از اساس صحت نداشته و از ابتدا در فیلمنامه چنین چیزی وجود نداشته ، بلکه تاکتیکی برای سازندگان این فیلم بوده تا برخی حمایت های خاص را جلب کنند.

 



از سویی یک منبع آگاه در گفتگو با خبرنگار ما ، از ارتباط ویژه یکی از عوامل اصلی این فیلم با لیدر جریان انحرافی خبر می دهد و می گوید: آقای الف به مانند خود لیدر جریان انحرافی ، اخراجی نهادهای امنیتی است و در طول ساخت این فیلم جلسات متعددی را با لیدر جریان انحرافی برگزار کرده و مشورت هایی از وی دریافت کرده است. همچنین لیدر جریان انحرافی در مراحل مختلف مبالغ بسیار قابل توجهی را به آقای الف پرداخت نموده که فقط یک مورد آن بالغ بر رقم فروش برخی فیلمهاست.

البته وقتی فارغ از گمانه ها و شنیده ها و با دقت به «قلاده های طلا»  می نگری ، آنچه که عیان است ، نمود یک هجو اجتماعی و نه سیاسی است که سعی دارد خود را فیلمی سیاسی معرفی کند ، نه به حوادث پس از انتخابات - فارغ از کلیشه-  پرداخت شده و نه حرفی برای گفتن وجود دارد.

 

در این هجو اجتماعی از سویی نیروهای خدوم وزارت اطلاعات و سربازان گمام امام زمان (عجل) که زحمات زیادی را در مدیریت بحران حوادث پس از انتخابات متحمل شدند ، به گونه ای نادرست معرفی شده و با لوده بازی های بازیگران ، سعی در تخریب چهره های آنها شده و تمام اینها در شرایطی است که وزارت اطلاعات این روزها در اوج اقتدار به سر می برد که نمونه این اقتدار دستگیری ریگی در سال گذشته و عملیات پیچیده انهدام باندجاسوسان اسراییلی در روزهای اخیر است.

البته ناگفته پیداست که وقتی لیدر جریان انحرافی در جریان پرو‍ژه اش برای تضعیف وزارت اطلاعات و ماجرای خانه نشینی رییس جمهور ، با چنان شکست مفتضحانه ای روبرو شد ، دست به اقدامات ایذایی برای تخریب نیروهای امنیتی زده و در این راه از آقای الف که به مانند خودش بغض خاصی از نیروهای امنیتی دارد ، استفاده نماید و در این میان با سر هم کردن سخنان مخالفان ، برای خود کلاه و نمد حمایت از نظام و مخالفت با سبزها را بدوزد.

البته حمایت جریان انحرافی از «قلاده های طلا» عیان تر از این حرفهاست. درحالیکه در 6 سال گذشته هیچ کارگردان ، هنرمند و روزنامه نگار داخلی نتوانسته از رییس جمهور وقت ملاقات بگیرد ، لیدر جریان انحرافی برای کارگردان این فیلم مراسم تجلیل برگزار می کند. 

 



ابوالقاسم طالبی، که با ساخت «نغمه» ، «عروس افغان»  و «دست‌های خالی» معروف به ساخت فیلمهای شکست خورده است ، اکنون با ساخت «قلاده های طلا» ، احمدی نژاد برایش کف می زند و او را تجلیل می کند.


از سویی دیگر برای حمایت از «قلاده های طلا» ، دو فیلم سیاسی و قدرتمند رقیب «قلاده های طلا» از لیست اکران خارج می شوند تا این فیلم رقیبی نداشته باشد و بتواند بی دلیل خود را سیاسی ترین فیلم تاریخ سینمای ایران ! بنامد.

همچنین مسئولان عالی سازمان صدا و سیما که ارتباط نزدیکی با کارگردان این فیلم دارند و از حامیان جدی اکران این فیلم هستند ، در تمام شبکه ها و پشت سر هم ، تیزر تبلیغات این فیلم را پخش می کنند تا جایی که گفته می شود هزینه تیزر تبلیغات صداوسیما برای این فیلم بیش از فروش فیلم بوده است.


از طرفی بلیطهای رایگان و نیمه رایگان این فیلم در سطح بسیار وسیع در ادارات و نهادهای دولتی توزیع شده و این توزیع همچنان ادامه دارد.

 

 


 نمونه ای از بلیط های رایگان دستگاههای دولتی برای فیلم قلاده های طلا

 



به راستی این سوال پیش می اید که قلاده های طلا بر گردن چه کسی است؟

بی شک فیلم «قلاده های طلا» یک اثر موج سوارانه سیاسی است که جای نقدش در این مجال نیست، اما حواشی این فیلم آنقدر خوب چیده شده که به خوبی هیاهو ایجاد کند و در این بین نباید ترفندهای رسانه ای درخصوص این فیلم و صدالبته نقش ابولقاسم طالبی و لابی های گسترده اش با رسانه های مختلف
را نادیده گرفت .

 
او بارها و بارها حواشی حین تولید فیلمش را در بهترین وجه ممکن رسانه ای کرد و خودش هم لقب «سیاسی ترین» فیلم تاریخ سینما(!؟) را به این فیلم داد تا فارغ از هرگونه قضاوت رسانه ای و انتقادهای مطبوعاتی، بازار اکرانش را داغ کند. با این حال زیاد بعید نیست اخباری با تیترهای زیر در روزهای آینده در رسانه های مختلف منتشر شود:

 - دانشجویان دانشگاه های سراسر کشور در صف دعوت از کارگردان فیلم ماه هاست انتظار می کشند!
- فروش فیلم در تنها سینمای شهر(...) تا صبح ادامه داشت و صف های مردم جلوی سینما به صورت فشرده حاکی از علاقه شدید مردم به این فیلم گزارش شده!
- هفته نامه انگلیسی زبان(...) در تحلیلی فیلم جدید طالبی را شاهکار سینمای ایران در دهه 80 عنوان کرد!

- طلاب مدرسه های علمیه (...) و (...) با انتشار بیانیه ای از ساخت این فیلم تشکر کردند و آن را برای تماشا به همه طلبه ها توصیه کردند و خواستار اکران خصوصی آن در حوزه های علمیه با حضور کارگردان و عوامل فیلم شدند!
- جمعی از کشاورزان روستای (...) با پای پیاده برای دیدن این فیلم به شهر (...) عزیمت کردند!
- فروش فیلم در تهران رکورد شکست، این اتفاق در بعد از انقلاب بی سابقه بوده و فروش فیلم تنها در یک روز معادل کل فروش فیلمهای اکران نوروزی بوده است!

روزنامه جمهوری اسلامی: مجلس دور زده شد

روزنامه جمهوری اسلامی در سرمقاله خود با عنوان«بحران شفافیت و قاطعیت» نوشت:

*وقایع تأسف بار کهریزک به تابستان 1388 مربوط می‌شود که اکنون نزدیک سه سال از آن می‌گذرد. در این واقعیت که آنچه در بازداشتگاه کهریزک رخ داده یک جنایت بوده کمترین تردیدی وجود ندارد. روشن‌ترین دلیل بر این واقعیت، برخوردی است که رهبر معظم انقلاب با این ماجرا کردند و دستور برچیده شدن آن بساط و تعقیب و مجازات عاملان آن را صادر کردند. اینکه هنوز پرونده کهریزک مفتوح است و متهمان اصلی آن بلاتکلیف مانده اند، با این دستورالعمل و با انتظار مردم و اقتضائات طبیعی جامعه‌ای که با نظام اسلامی اداره می‌شود منطبق نیست. آنچه در ماه‌های اخیر بر سر مسئولیت و عدم مسئولیت یکی از متهمان پرونده کهریزک جریان یافت،اصولاً در شأن یک جامعه اسلامی نیست.

*سؤال اینست که آیا زمانی نزدیک سه سال برای روشن ساختن تکلیف چنین پرونده‌ای کافی نیست؟

*طرف دیگر ماجرا اینست که هر چند بلاتکلیفی پرونده کهریزک و عملکرد غیرشفاف و بشدت کند قوه قضائیه درباره متهمان آن زیر سؤال است، ولی مسئولان قوه مجریه آیا فکر می‌کنند کشور دچار قحط الرجال است که متهم اصلی این پرونده را یک روز به ریاست دستگاه مبارزه با قاچاق کالا و ارز می‌گمارند و روز دیگر ریاست سازمان عریض و طویل و حساس تأمین اجتماعی را به او می‌سپارند؟

رئیس جمهور که هر روز از وجود نیروهای کارآمد در کشور سخن می‌گوید و البته می‌دانیم که جامعه ما از مدیران با تجربه پر است، چرا انگشت روی همین یکنفر می‌گذارد و علیرغم اعتراض‌های مکرر نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی و برخلاف انتظار مردم که سپردن مسئولیت‌های مهم و کلیدی به افرادی که متهم هستند و پرونده سنگینی دارند را بر نمی‌تابند، مدیریت دستگاه‌های مهم را به او می‌سپارد؟

*طرف سوم نیز مجلس است که در همین ماجرا توسط عده‌ای که خود را "حکم" قرار دادند دور زده شد و اصولاً به حساب نیامد. اینکه چند نفر خود را قیم کل نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی بدانند و درباره استیضاح که حق نمایندگان است هر طور که خود می‌خواهند تصمیم بگیرند، اقدامی است که در تاریخ مجلس سابقه ندارد و با حقوق قانونی نمایندگان مردم در تضاد است. نتیجه نیز کلاه گشادی شد که بر سر کل نمایندگان رفت و یکبار دیگر مجلس را در چشم مردم کوچک کرد. آری مجلس حقیر شد.

مسابقه گرانی با تهران-مرغ 5 هزار تومانی از سفره کرمانشاهی ها پر زد

برای رقابت با تهران، قیمت هر کیلو مرغ در بازار کرمانشاه به ۵۰۰۰ تومان رسید. افزایش باورنکردنی قیمت مرغ در حالی است که در روزهای پایانی سال گذشته هر کیلو حداکثر ۳۳۰۰ تومان بوده. یعنی افزایش ۶۵ درصدی قیمت مرغ . بر اساس این گزارش، حتی فروشندگان مرغ نیز از افزایش یکباره و کنترل نشده قیمت آن غافلگیر شده اند.

تفاوت اخراجی ها با گشت ارشاد چیست؟

 

حضرت علی علیه السلام می فرمایند: " نگاه کن چه چیزی گفته می شود ، نگاه نکن چه کسی می گوید." 

 این ، نه یک دستور دینی صرف یا موعظه اخلاقی که یکی از فرمول های پیشرفت هر جامعه ای است.
هر گاه مردمان جامعه ای خود را از قید حب و بغض افراد رهانیده و به حق و باطل سخنان و اعمال آنها توجه کرده اند ، مسیر ترقی شان گشوده شده است ولی جوامعی که ملاک ها و میزان هایشان ، نه "حق و حقیقت" که "افراد و گروه ها" بوده اند ، با سر به زمین خورده اند. کشورهای جهان سوم که پر هستند از قهرمانانی که مردم آنها را می پرستند ، مصداق عینی این ماجرایند.

به هزار تأسف باید گفت که جامعه ما به شدت از عمل به آموزه ارزشمند حضرت علی علیه السلام فاصله گرفته است و عمدتاً نگاه می شود که "چه کسی" می گوید و اکثراً کاری ندارند که "چه چیزی" گفته می شود!

یک مثال از ماجراهای همین ایام اخیر می زنم : فیلم "گشت ارشاد" ساخته سعید سهیلی ، با اعتراض برخی گروه های خاص و با این عنوان که ارزش ها را به سخره گرفته است ، از ادامه اکران بازماند. این در حالی است که این فیلم با استقبال بسیار گسترده مردم مواجه بود و توانست در همان چند روز نخست اکران نوروزی ، نیم میلیارد تومان بفروشد.

سال گذشته نیز در چنین ایامی ، فیلم اخراجی ها ، بر پرده سینماها بود. در آن فیلم هم مانند "گشت ارشاد" برخی خط قرمزهای ساختگی ( و نه واقعی ) به طنز گرفته شده بود.
با این حال ، نه تنها مدعیان ارزشگرایی ، علیه آن فیلم به خیابان نریختند و از تریبون های عمومی علیه اش نطق نکردند و از اکران به زیرش نیاوردند ، بلکه زمین و زمان را برای تبلیغش بسیج کردند و به مدارس و ادارات بلیت های ارزان و مجانی دادند تا خدای ناکرده دیدن آن فیلم را از دست ندهند!
به راستی مگر جز این بود که اگر می خواستند ، می توانستند مته به خشخاش بگذارند که اخراجی ها به "بچه های جبهه و جنگ" اهانت کرده است و آنها را ریاکار و معتاد و جیب زن و سارق و لوده معرفی کرده است؟!
جالب این جاست که در فیلم گشت ارشاد ، افرادی که با لباس نیروهای ارزشی به اعمال خلاف می پردازند ، جعل عنوان کرده اند ولی در اخراجی ها ، جعل عنوانی در کار نیست و عناوین مجرمانه و موهن فوق الذکر ، به کسانی اطلاق شده که به عنوان بسیجی در جبهه ها حضور داشته و واقعاً اسیر و جانباز هم شده اند.


حال به سوال قبلی برمی گردیم: علت این منع و آن تشویق چه بود؟ چرا با اخراجی ها آن مهربانی ها را کردند و با گشت ارشاد این جفاها را؟
پاسخ را می توان در عمل معکوس به دستور حضرت علی علیه السلام یافت: اینان ، کاری ندارند چه حرفی گفته می شود ، بلکه به گوینده کار دارند! اگر خودی باشد (خودی هم با تعریف مضیق خودشان!) ، هر چه گفت نوش است و شهد و عسل ! ولی اگر کسی خارج از دایره تنگ شان سخنی بگوید ، ولو آن که عین حق باشد ، باید منکوب و محکوم شود مخصوصاً اگر آن حرف حق ، حرف حسابی متضمن نقد و انتقاد هم به اینان باشد!

اخراجی ها را مسعود ده نمکی ساخته بود ، بنابر این چه جای وهن ارزش ها در آن؟ ولی گشت ارشاد را سعید سهیلی ساخته است که عضو گروهی که ده نمکی عضوش بود ، نیست و سوابق طلایی(!) او را ندارد.
بنابراین ، فارغ از این که اخراجی ها چه می گوید و گشت ارشاد از چه می نالند ، باید از اولی حمایت کرد و بر دومی تاخت زیرا در قاموس اینان که خود را شیعه دو آتشه علی علیه السلام می دانند ، باید به "گوینده" نگریست که کیست نه به "سخن" چه چیست!

قبل از عید هم عده ای به "جدایی نادر از سیمین" تاختند و مدعی شدند که در این فیلم چون چند ایرانی دروغ گفته اند ، پس علیه ایران سیاه نمایی شده است اما همین افراد ، آیا نمی توانند با همین بهانه ، جلوی فعالیت شبکه "آی فیلم" را هم بگیرند که فیلم ها و سریال های ایرانی را برای کشورهای عربی پخش می کند؟ فیلم ها و سریال هایی که به مقتضای قصه هایشان ، پر هستند از انسان هایی که دروغ می گویند ، دزدی می کنند ، آدم می کشند ، کلاهبردای می کنند و ...!اما هیچ اعتراضی به "آی فیلم" نیست ( ما هم معتقدیم که جای اعتراضی هم نیست) .
علت این که آقایان دلسوز حیثیت ایرانی(!) علیه جدایی نادر از سیمین ، رگ گردن متورم می کنند ، این است که آن را فردی غیرخودی که حتی در مواردی کراوات هم زده است(!) ساخته که نامش اصغر فرهادی است ولی "آی فیلم" را بچه های خودی در صدا و سیما بر روی آنتن می فرستند!

این "مساله" ، تنها در عرصه سینما بروز و ظهور ندارد و همه شؤون سیاسی و اجتماعی کشور و جامعه را در بر گرفته است ؛ اگر روزنامه کیهان انتقاد کند ، به عنوان " منتقد منصف" از دست رئیس جمهور جایزه می گیرد ولی اگر وبلاگ صدای مردم غرب و یا هر وبلاگ و سایت منتقد دیگری  که با آقایان پالوده نمی خورد همان نقد را مطرح کند ، متهم می شود به سیاه نمایی و تشویش اذهان عمومی و آب به آسیاب دشمن ریختن  و وبلاگ فتنه  و نهایتاً هم سر و کارش با توقیف و هزار مشکل دیگر است!

اگر
زوجه مکرمه جناب الهام
، به همه کسانی که بار انقلاب را از قبل از 1357 تا دوران جنگ و امروز بر دوش کشیده اند ، هر چه خواست نثار کند ، آقایان با این ادعا که "آزادی بیان" داریم در مملکت ، بالای چشمش را فوت هم نمی کنند ولی اگر وبلاگ  یا سایت دیگری نصف همین حرف ها را بنویسد ، باید با ترس و لرز وبلاگش را رفرش کند که فیلتر شده است یا نه؟!

چرا چنین است؟ چون عادت کرده اند "به گوینده نگاه کنند ، نه به حرف" و این است یکی از رموز عدم پیشرفت شایسته جامعه ما. تعارفی هم در کار نیست ، تا عادت های زشتی چون همین مورد را ترک و اصلاح نکنیم، سرنوشتی جز نگریستن حسرت بار به پیشرفت های ملل دیگر نخواهیم داشت.

طنز تلخ - ايران در 20 سال آينده با روندي كه دولت در پيش گرفته

18db2ea5d227.jpg

حزب ا... راستین : ادعاهای واهی کرمی راد

         

 


ادامه نوشته

تصویری از یک عقدکنان بی نظیر و تکان دهنده

مادر گرانقدر شهید ابن یامین رمضان نژاد فریدونکناری تعریف می کند: «همیشه آرزویم این بود که پسرم را داماد ببینم. وقتی جنازه ی ابن یامین را آوردند، گفتم سفره ی عقد بچینند. آن روز احساس کردم که حوریان بهشتی در اتاق عقد حضور دارند و برای پسرم که با یکی از آنها وصلت کرده از خوشحالی دف می زنند. زمانی که داشتم به دست و پای ابن یامین حنا می بستم انگار کسی به من گفت: حوریان، حنا را از دست و پای داماد می ربایند.»

کشمکش‌های قاضی جنجالی با سه دوره مجلس ایران

قاضي مرتضوي تعليق شد!

سعید مرتضوی در زمانی که رئیس دادگاه مطبوعات بود، ده‌ها روزنامه و نشریه را توقیف و شماری از روزنامه‌نگاران را روانه زندان کرد

بررسی انتصاب و عملکرد سعید مرتضوی در دو پست مدیرعاملی صندوق تأمین اجتماعی و ستاد مبارزه با قاچاق کالا بار دیگر به یکی از دستور کارهای مجلس شورای اسلامی تبدیل شده است.

محمدرضا باهنر، نایب رئیس مجلس ایران اسفند سال گذشته تنها چند روز بعد از برگزاری مراسم معارفه سعید مرتضوی به عنوان مدیرعامل صندوق تامین اجتماعی، اعلام کرده بود که درخواست استیضاح وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی این کشور به طور غیررسمی به هیات رئیسه مجلس تحویل داده شده است.

این گزارش اشاره ای دارد به بخشی از فراز و فرودها و کشمکش های نمایندگان چند دوره مجلس شورای اسلامی که به عملکرد آقای مرتضوی در پست های کلیدی و مهم کشور انتقاد داشته اند.

مرتضوي و مجلس ششم ، مرتضوي و مجلس هفتم ،مرتضوي و مجلس هشتم در ادامه مطالب ...


ادامه نوشته

سر تو بالا بگیر مرد ...

سرت رو بالا بگیر مرد...


 سرتو بالا بگیرمرد که سفره ی عید تو از سفره همه ما رنگین تر است !
از چی‌ خجالت میکشی؟
خجالت رو باید کسانی‌ بکشن که نان رو از سفره ی تو دزدیدند و
حساب بانکیشون رو توی کشورهای دیگه پر کردن!
خجالت رو باید کسانی‌ بکشن که هر لحظه فریاد عدالت عدالت سر می دهند
و غیر از ریا چیزی توی زندگی ندارند!

 خجالت رو باید آنهایی بکشند که به دنبال  تو برای مشروعیت بخشیدن
به سفره ی بی نان تو هستن !

خجالت رو باید آنهایی بکشند که به دنبال سیلی تو به دیگرانند !
در حالیکه برایشان مهم نیست که تو این سیلی رو برای سرخ کردن صورت
خودت لازم داری!

کارگردان " زندگی خصوصی" : تفاوت در چیست ؟ تبعیض تا کجا ؟

روز جمعه این هفته احمد خاتمی خطیب نمازجمعه تهران، در سخنانی به اکران برخی آثار در سالن‌های سینمای ایران اعتراض کرد. محمدحسین فرخ‌بخش، کارگردان فیلم " زندگی خصوصی"، که فیلم‌اش این روزها بر پرده سینماهای تهران است؛ در نامه‌ای که برای کافه سینما فرستاده، به این اتفاق واکنش نشان داده است. به گزارش کافه سینما متن نامه محمدحسین فرح‌بخش (با حذف بخش‌هایی اندک از آن) از این قرار است:

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

اشهد ان لا الله الا الله

اشهد ان محمد رسول الله (صل الله)

اشهد ان علیً و اولاد المعصومین حجة الله (ع)

جناب آقای احمد خاتمی:

سخنی چند با شما دارم که دیروز در مقام خطیب نماز جمعه تهران بر مبنای شنیده‌هایتان قضاوت کرده‌اید و با اشاره ضمنی به فیلم "زتدگی خصوصی" که توسط این‌جانب کارگردانی شده، آن را اثری مستهجن خطاب کرده‌اید و خطاب به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دستور توقف نمایش آن را صادر فرمود‌ه‌اید، حرف و عملی که نه در شان یک امام جمعه است و نه جزو شرح وظایف قانونی او، اما شما از دایره اخلاق، عدالت و قانون خارج شده و آبروی یک مسلمان را ـ صرفاً بر اساس مشتی اطلاعات غلط و مغرضانه ـ در تریبون مقدس نماز جمعه و در برابر هفتاد میلیون ایرانی بر باد داده و به او تهمت ساختن فیلم مستهجن زده‌اید و همین حالا حق‌الناسی عظیم را بر دوش گرفته‌اید، همین جا بگویم، من شما را حلال نخواهم کرد و به عدل الهی ایمان دارم که روزی ما با هم روبرو شده آن وقت، در آن روز هزارساله، حساب من و شما با خدا است.

شاید آن‌ها که اخبار و گزارشات کذب برای شما می‌اورند بهتان سوابق بنده و خانواده‌ام را نگفته‌اند و نمی دانید من در خانواده‌ای رشد کرده‌ام که تا پیش از انقلاب تماشای تلویزیون را حرام می‌دانستد و از سابقون انقلاب اسلامی نیز هستند، بنده پس از انقلاب تنها بر حسب احساس وظیفه وارد عرصه فرهنگ و کار سینما شدم و افتخار می‌کنم با هزینه شخصی و پولی که روزی زن و بچه ام بوده، بدون کمک دولت فیلمی ساخته ام، که در تایید نظام اسلامی است و دیدگاه و اعتقادات من درباره انقلاب را نشان می دهد و حال برایم جالب است همان متعصبین بی‌اخلاق، و متظاهرین به شریعت و تندروهایی که مضمون فیلم زندگی خصوصی در نقد آن‌هاست، در برابر این فیلم صف کشیده و خواهان توقف نمایشش هستند، چون فیلم من پرده ریا را از چهرشان انداخته.

این وسط متعجبم شما چرا حرف چند آدم ناصالح را بدون تحقیق سند فرض کرده و در تریبون مقدس نماز جمعه از مومنین هتک حرمت و حیثیت می‌کنید.

فرح‌بخش در ادامه این نامه چنین نوشته است:

آقای خاتمی:

فیلم زندگی خصوصی در نقد کسانی است که در ابتدای انقلاب متعصبانه، خود را فراتر از قانون دانسته و به بهانه نهی از منکر، پونز در پیشانی زنان بدحجاب می‌کردند و امروز کارشان به ضدیت با نظام و اسلام رسیده و حتی منکر وجود امام زمان "عج" شده‌اند.

در فیلم زندگی خصوصی صراحتاً گفته می شود که: "ما انقلاب کردیم تا دین را حاکم کنیم، اما یادمان رفت اسلام دین اخلاق هم هست... پیغمبر خدا خودش نمونه خوش‌خلقی با امتش بوده."

فیلم زندگی خصوصی سئوال می‌کند: "تکلیف تقوا چه می‌شود اگر ما امکانات بیت‌المال را صرف قدرت سیاسی خود کنیم."

این‌ها فقط گوشه کوچکی از حرف‌هایی است که این فیلم مطرح می‌کند و تندی و درستی‌اش خواب پرده‌نشینانی را آشفته کرده چون قیاس به نفس فرموده‌اند.

جناب آقای خاتمی:

جنابعالی به عنوان امام جمعه منصوب رهبری بیش از دیگران باید مطیع و مروج فرمایشات معظم‌له باشید، مگر خود آقا در فرمایشات اخیرشان در مشهد نفرمودند: " در جمهوری اسلامی محور قانون است و همه باید با رعایت اخلاق اسلامی، قانون را مراعات کنند. " پس چرا خود شما فراتر ازقانون و مقررات آب به آسیاب کسانی می ریزید که می‌خواهند جلوی نمایش فیلمی را بگیرند که از ده‌ها فیلتر نظارتی عبور کرده، توسط متخصصین متدین و امین نظام بازبینی شده و از مراجع قانونی و رسمی مجوز نمایش عمومی دریافت کرده؟

آقای خاتمی:

این چه برخودی است که با اهل سینما می شود؟ مگر یادتان رفته امام راحل سینما را از مظاهر تمدن دانستند؟ مگر فرمایش مقام معظم رهبری را فراموش کرده‌اید که فرمودند: "کلید حل مشکلات جامعه در دست سینماگران است." چرا امنیت هنرمندان و فعالیت‌ سینماگران را به خطر می‌اندازید، سینما هنر گران‌قیمت و پر هزینه‌ای است که سرمایه‌گذاری در آن به امنیت نیازدارد، بگذارید کمی شما را با واقعیات آماری این حرفه آشنا کنم:

پیش از انقلاب با 36 میلیون جمعیت، کشورمان بیش از 500 سالن سینما داشت، اما امروز در ایران 70 میلیونی کم‌تر از 300 سالن سینمای فعال داریم، چون با این اوضاع که اعتراض یک گروه کم‌تر از 150 نفر می‌تواند مانع اکران فیلمی برای 70 میلیون نفر شود دیگر کسی در بخش خصوصی امنیت نمی‌بیند که ریسک کرده، جرات به خرج دهد برای ساخت سالن سینما سرمایه‌گذاری کند. شاید برای‌تان اهمیت نداشته باشید اما بد نیست این را هم بدانید، مطالعات دستگاه‌های اطلاعاتی، اجتماعی ثابت کرده سالن‌های سینما از ابزار تامین امنیت اجتماعی حکومت‌ها هستند، شاید نمی‌دانستید که با محدود کردن سالن‌های سینما، فراری دادن سرمایه‌ها و ایجاد رکود در این حرفه، به امنیت کشور ضربه می‌زنید.

...عقبه و سر سلسله گردان کسانی که امروز برای جلوگیری از اکران فیلم من به خیابان می‌آیند مشخص است، اما من از شما سئوالی دارم:

سال 88 هم کسانی در مقابل نتایج قانونی انتخابات اعتراض‌شان را به صورت تجمع به عرصه عمومی و سطح خیابان‌ها آوردند و می‌خواستند از از این طریق به خواسته‌های‌شان برسند، امروز هم گروه اندکی در اعتراض به فیلمی که پروانه نمایش قانونی دارد نفر به خیابان آورده و به شکلی غیر قانونی در سطح شهر تجمع کرده و حاضر به تمکین در مقابل نظام و تصمیماتش نیستند، میان این دو گروه چه تفاوتی هست؟

از نظر من هیچ... هر دو گروه برای مقابله با قانون به خیابان‌ها ریخته‌اند.

 

فاعتبرو یا اولی الابصار

محمد‌حسین‌ فرحبخش