احمدی نژاد دوشنبه 22/3/90 در کرمانشاه


 

محمود احمدی‌نژاد امروز در سفر به کرمانشاه چند پروژه استان را افتتاح و کلنگ‌زنی می‌کند.افتتاح نیروگاه گازی 648 مگاواتی زاگرس و تعدادی از پروژه‌های عمرانی کرمانشاه از برنامه‌های احمدی‌نژاد در این سفر کاری است.نیروگاه سیکل ترکیبی زاگرس کرمانشاه یکی از این پروژه‌ها خواهد بود که هم‌اکنون قابلیت آن را دارد که به‌طور کامل برق تولیدی خود را به شبکه سراسری کشور وارد کند.بخش گاز نیروگاه سیکل ترکیبی زاگرس کرمانشاه با ظرفیت 648 مگاوات در چهار واحد گازی (هر یک به ظرفیت 162 مگاوات) در مجاورت نیروگاه حرارتی بیستون واقع در کیلومتر 20 جاده کرمانشاه - همدان احداث شده است.با اضافه شدن این نیروگاه به شبکه، ظرفیت تولید برق استان از 640 مگاوات به 1288 مگاوات افزایش پیدا خواهد کرد.

ضمنا" در این سفر قرار است کلنگ راه آهن کرمانشاه - خسروی نیز به زمین زده شود و  آپارتمانهای مسکن مهر  در منطقه دولت آباد کرمانشاه نیز به صاحبان  آنها تحویل  گردند.

صدا و سیمای ایران ، وکیل خود خوانده و رایگان مردم اروپا ؟!

طی روزهای گذشته برگزاری جشن شصتمین سالگرد تاجگذاری ملکه انگلیس سوژه اخبار و گزارش هایی شده است که در صداوسیما به آن پرداخته می شود.

صداو سیما در برنامه های مختلف خبری با اشاره به مشکلات اقتصادی موجود در انگلیس به هزینه " هنگفت " برگزاری این جشن و دیگر هزینه های خانواده سلطنتی اشاره کرده و تلاش می کند این نکته را به بینندگان و شنوندگان خود گوشزد کند که مردم انگلیس غرق در مشکلات اقتصادی هستند در حالی که دولت و خاندان سلطنتی انگلیس بدون توجه به این مشکلات با برگزاری جشن های پر هزینه ، هزینه های سنگینی را بر دوش مالیات دهندگان انگلیسی تحمیل می کنند.

برای این منظور صداوسیما با انعکاس برخی اظهار نظرهای مخالفان جمهوریخواه و حتی مردم عادی انگلیس تلاش دارد تا صدای مخالفان نظام سلطنتی انگلیس را برای بینندگان ایرانی انعکاس دهد.

پر واضح است که انعکاس مساله ای همچون پر هزینه بودن مراسم و انتقاد برخی از مردم و فعالان سیاسی و اجتماعی انگلیس برای یک رسانه که با اصول حرفه ای به فعالیت می پردازد می تواند به عنوان زاویه ای از واقعیت یک خبر یا حادثه مورد توجه باشد و اگر رسانه ای که بر مبنای اصول حرفه ای به فعالیت می پردازد در انعکاس اخبار این چنینی به این زاویه از خبر کم توجهی کند قطعا گزارش جامع الاطرافی را به بینندگان خود ارایه نکرده است و از این بابت انتقادی بر صدا و سیما نیست ؛ اما نکته در این است که :

1- صداوسیما یک زاویه از خبر را به عنوان تمام زوایای آن حادثه یا خبر به خورد بینندگان خود می دهد و از انعکاس دیگر ابعاد و زوایای حادثه خودداری می کند که این کار از لحاظ اصول حرفه ای "اطلاع رسانی استاندارد" نیست بلکه "تبلیغات رسانه ای " محسوب می شود.

2- صداوسیما سیاستی یک بام و دو هوا را دنبال می کند و در حالی که از انعکاس بسیاری از مشکلات و مسایل مشابه داخلی کشور خودداری می کند اما با بزرگ نمایی مشکلات در دیگر کشورها تلاش می کند تا مشکلات داخلی کشور را خفیف جلوه دهد .

در مشکلات مشابه داخلی ، از آن جنس خبرها و گزارش هایی که از دیگر کشورها به عنوان مسایل و مشکلات مردمی پخش می شود در صداوسیما کوچکترین انعکاسی نمی یابد.
صدا و سیما که نام "رسانه ملی" را یدک می کشد ، باید بازتاب دغدغه های ملی باشد و مردم بتوانند صدای واقعی خود را از آن بشنوند و خویشتن را در آن ببینند نه این که از صبح تا شب ، فقط ، "به به و چهچه" از داخل ببینند و بشنوند و دردهای دیگران را نظاره کنند.

مگر صدا و سیما با مردم محروم انگلیس و یونان و فرانسه و ایتالیا و آمریکا و دیگر بلاد قرارداد همکاری دارد که دردهای آنان را فریاد می کند؟ و مگر متولیان صدا و سیما در میان مردم ایران زندگی نمی کنند که کمترین انعکاس دردهای مردم ایران در رسانه ملی خودشان است؟!

3- صداوسیما تلاش دارد حتی با بزرگ نمایی مشکلات اقتصادی و اجتماعی در دیگر کشورها در تبلیغات غیر مستقیم به بینندگان و شنوندگان ایرانی این گونه القا کند که مشکلات آنها در مقایسه با مشکلات مردم دیگر نقاط دنیا (حتی در کشورهای مرفه) قابل توجه نیست و یا حداقل مشکلات آنها نیزمشابه مشکلات اقتصادی و اجتماعی مردم دیگر نقاط دنیا است.

4- وقتی صدا و سیما ، تمام هم و غمش این باشد که مشکلات دیگر کشورها - از مشکل زباله ها در فلان شهر ایتالیا تا گرانی بنزین در فلان ایالت آمریکا - را انعکاس دهد و از مردم خودمان غفلت نماید ، رسانه هایی که واقعاً درد مردم ایران را ندارند ، از این خلأ استفاده می کنند و وکیل و وصی مردم ایران می شوند.  مسوولیت این میدان دادن ها نیز با مسوولان صدا و سیماست.

اختلال مجدد شبکه های سراسری در فرکانس 11900 ماهواره بدر (عربست):



و نکته پایانی و هشداری این که : با ادامه چنینی روندی دیر نخواهد بود که صداوسیما مخاطبان عوام خود را نیز همچون مخاطبان نخبه و آگاه و تحصیلکرده از دست بدهد چرا که "همه حقیقت را برای همیشه نمی توان از نظرها پنهان داشت."

6 روش مبتکرانه برای پاشیدن نمک بر زخم گرانی ها!

هیچ چیز آدمی را به اندازه "نادیده گرفتن شعور"ش آزرده نمی کند. این نکته ای است که گویا خیلی ها نمی خواهند بدان گردن نهند و ای بسا تصور می کنند خودشان انسان های آگاه ، تحصیل کرده و با شعوری هستند که سوار بر ماشین زمان ، به گذشته ها رفته و به مردمانی بدوی و جاهل و بی خبر از همه چیز رسیده اند!

این روزها ، گران شدن کالا و خدمات ، یک  پدیده عادی شده است و مردم خسته از گرانی ها ، حتی نای پرسش از میزان گرانی ها را نیز ندارند جز این که تا آنجا که می توانند صورتحساب ها را پرداخت می کنند و بعد هم به دنبال کاهش یا حذف برخی اقلام از سبد خانواده هستند: از گوشت گرفته تا لبنیات و از سفر تا نو نوار کردن خانه هایشان!

هر چند این گرانی ها آزار دهنده هستند و گاه به معنای واقعی کلمه "خانمان سوز" (اثرات فقر در طلاق و فحشا و سرقت را به یاد بیاورید) ، اما آزار دهنده تر از همه این است که یک عده می کوشند آنچه " اظهر من الشمس" است را کتمان کنند و در روز روشن و در حالی که با مخاطب خودشان زیر اشعه تابان خورشید نشسته اند ، بگویند: "به به ! چه شب زیبایی !" و بعد هم در حالی که دستانشان را بر روی پیشانی سایه بان کرده اند تا خورشید چشمانشان را نزند ، شروع به استدلال می کنند که الان شب است.

با مروری بر ادبیات و رفتارهای برخی مسوولان و نهادهای مسوول در قبال گرانی ها ، شاهد آنیم که نه تنها هیچ کدام مسوولیت گرانی ها را بر عهده نمی گیرند ، بلکه به لطایف الحیل ، سعی در انکار و کتمان و فرافکنی دارند:

انکار و پاک کردن صورت مساله

برخی مسولان ، اساساً دست به تکذیب شان خوب است. وقتی رئیس جمهور در اوج تورم و در حالی که کمر مردم زیر بار گرانی های شکسته ، با خونسردی می گوید تورم تنها 6 درصد است و یا زمانی که گرانی ها را منکر می شود و آن جمله تاریخی "سر کوچه ما ارزان است" را بیان می کند یا هنگامی که وزیر راه و شهرسازی ، می گوید که مسکن گران نشده ، آیا به جز انکار واقعیت ها و پاک کردن صورت مساله ، نام دیگری بر این رفتارها می توان نهاد؟ اگر نام دیگری می شود نهاد آن نام دیگر "نمک بر زخم پاشیدن" است.



کوبیدن قیمت سایر کشورها بر سر مردم

این هم روشی است که برخی مسوولان بدان علاقه وافری دارند. خدا نیاورد که فلان مسوول خبردار شود در فلان کشور قیمت مثلاً بنزین یا تعرفه مکالمات تلفنی از ایران بیشتر است! از فردایش این موضوع را همانند چماق بر سر مردم خودمان می کوبد که "نگاه کنید در فلان آباد قیمت ها دو برابر اینجاست!" و البته نمی گوید که در آنجا ، اگر مثلاً بنزین دو برابر است ، قیمت خودرو یک سوم اینجاست و جاده ها و خیابان هایش استاندارد هستند و ملت برای پیدا کردن یک جای پارک در معابر پایتخت ، جان به سر نمی شوند!

کم فروشی با قیمت سابق

این طرح خلاقانه(!) مخصوصاً در ابتدای اجرای هدفمندی یارانه ها مورد توجه قرار گرفت و برای این که به خلق الله بقبولانند که هدفمندی باعث گرانی نمی شود ، از حجم محصولات کاستند و مثلاً شیر 900 گرمی را در همان بسته های شیر یک کیلویی و با قیمت سابق به مردم فروختند یا از تعداد برگ های دستمال کاغذی کاستند و ... و در این میان ، مسوولان هم با لبخندی رضایت آمیز ندا در دادند که دیدید با طرح هدفمندی گرانی پیش نیامد و پیش بینی های منتقدان غلط بود؟ (البته بماند که بعداً قیمت ها چنان بالا رفت که با کاستن 100 گرم شیر و کم کردن 10 برگ دستمال هم نمی شد شوی ارزانی را ادامه داد!)

تغییر تعریف

این هم برای خودش حکایتی دارد و از ابتکاراتی است که ای بسا تنها به مخیله مسوولان ایرانی خطور می کند. نمونه اش همین مخابرات خودمان است که قیمت مکالمات را اصلاً تغییر نداده و هر پالس را همچنان 44.7 ریال محاسبه می کند. فقط یک تغییر کوچک (!) در تعریف پالس داده اند:
تا پيش ازاين هر پالس تماس از تلفن ثابت به ثابت از ساعت 6صبح تا يك ظهر 134 ثانيه ، از ساعت يك ظهر تا 21 شب ميزان 159 ثانيه و ازساعت 21 تا 6 صبح ميزان 193 ثانيه بود اما برای این که قیمت هر پالس تلفن افزایش نیابد ، تعریف پالس را تغییر داده اند و از این به بعد به هر 120 ثانیه یک پالس می گویند و البته تأکید مؤکد می کنند که قیمت همان 44.7 ریال است!

تغییر تعریف البته در این مملکت ، مسبوق به سابقه است: تغییر تعریف تورم ، بیکاری و به کار بردن ادبیاتی نظیر "تعدیل نیرو" برای اخراج های گسترده و "تعدیل قیمت ها" برای گران کردن و ... !

ارزان شد!

جنس ، هزار تومان می رود رویش ، آقایان و رسانه هایشان سکوت می کنند و وقتی از آن هزار تومان افزایش یافته ، 20 تومانش کم می شود مصاحبه می کنند و کلاس می گذارند که بازار را کنترل کردیم و قیمت ها را پایین آوریم! مراجعه ای به آرشیو سخنان مسوولان بانک مرکزی در باب مدیریت شان بر بازار سکه و ارز مشتی از این خروار را عیان می کند.

فرافکنی ؛ شاه کلیدی که به همه درها می خورد!

وقتی هم که آش آنقدر شور می شود که با انکار و تغییر تعریف و کم فروشی و ... کاری از پیش نمی رود ، نوبت به "شاه کلید" می رسد: فرافکنی!
در همین بحران اخیر ارز که ظرف چند روز ، یک سوم از ارزش پول ملی کاهش یافت و همه عالم و آدم متحیر از افزایش قیمت ها شدند ، آقایان ترجیح دادند به جای مسولیت پذیری ، همه چیز را به گردن پیامک های بیندازند که قیمت های موجود را اعلام می کردند! و یا در سایر گرانی ها مانند قیمت مسکن ، از دست هایی سخن بگویند که در کار دولت ایجاد اختلال می کنند و نام هایشان هم در جیب رئیس جمهور است!

بعد از تحریر :
آقایان و خانم های مسوول! از گرانی های روزمره تان سپاسگزاریم! همین ما را بس است ، در ضمن هیچ مسوولیتی هم متوجه شما پاکدستان نیست (!) ولی شعورمان را نادیده نگیرید و بر زخم گرانی ها ، نمک اهانت نپاشید.

منوریل کرمانشاه، سال 95 به بهره برداری می رسد

کار احداث مسیر منوریل کرمانشاه در قطعه شمالی و مرحله نخست قطعه میانی سال گذشته آغاز شد و هم اکنون نیز مرحله دوم قطعه میانی که از میدان سپاه تا سه راه 22 بهمن است با محصور کردن و رفع معارضها در حال انجام است. سلیم ساسانی مدیرعامل سازمان قطار شهری کرمانشاه با بیان اینکه 50 درصد این پروژه خرید تجهیزات است، افزود: در بخش خرید تجهیزات و ماشین آلات کارهای مهندسی انجام شده و فقط خرید باقی مانده که زمینه‌های آن فراهم است.وی گفت: در حال حاضر این پروژه در مجموع 9 درصد پیشرفت فیزیکی دارد. مدیرعامل سازمان قطار شهری کرمانشاه در ادامه یادآور شد: براساس زمان‌بندی تعیین شده، امیدواریم در بحث پروژه منوریل کرمانشاه چنانچه مشکلی بوجود نیاید، ظرف 42 ماه این پروژه به بهره‌برداری برسد، بطوری که مردم در سال 1395 سوار منوریل شوند. منوریل کرمانشاه در طول 13 کیلومتر از میدان مسکن تا میدان فردوسی احداث می‌شود و در هر ساعت این ناوگان 16 هزار نفر را در هر جهت جابجا می‌کند.

چاپلوسان و حاکمان ؛ از عصر رسول الله(ص) تا زمان حاضر

امیر مومنان علی(ع) در تبیین مرزهای "تقدیر" و "تملق" می فرمایند :مدح و تقدیر بیش از اندازه تملق و چاپلوسی است كه هم طرف مقابل را گرفتار عجب و خودبينى مى كند و هم شخصيت گوينده را در هم مى شكند.[1]

در گفتارهای تاریخی ، از جمله خاطرات خارجیانی که در ایران گذران زندگی کرده اند نیز آمده است  که ایرانیان در برابر بزرگان و صاحبان مقام بیش از اندازه متملق و چاپلوسند و اغلب می کوشند بدین وسیله در تشکیلات وسیع سلطنتی، شغلی و خدمتی به دست آورند.تملق

شاردن سیاح معروف فرانسوی می نویسد: شاه عباس در مجلس ضیافتی که درباریان و بزرگان حضور داشتند به خدمتکاران خود دستور داد سرقلیان ها را به جای تنباکو از سرگین خشک اسب پر ساخته و به دست هر کدام قلیانی بدهند.پس از آنکه درباریان مشغول پک زدن به قلیانها شدند، شاه عباس به آنها گفت: این تنباکو را حاکم همدان برای من فرستاده است و گفته که از بهترین تنباکوهاست و خوب تر از آن در هیچ جا پیدا نمی شود. همگی با لحنی چاپلوسانه جواب دادند: شاهنشاها! این تنباکو فوق العاده خوب است و درجهان بهتر از آن پیدا نمی شود.[2]

چاپلوسی آفتی است که همه افراد جامعه را در بر می گیرد ولی در این میان ، مدیران جامعه و سیاستمداران بیش از همه درخطر آن هستند زیرا چاپلوسان با چرب زبانی و مدیحه سرایی،سبب می شوند که مدیران و زمامداران هیچ گاه واقعیت ها را درست درک نکنند و خود و کارهایشان را فراتر  از آنچه هست پندارند.
اینجاست که دیگر پند ناصحان و نقد منتقدان دلسوز نادیده گرفته می شود و جامعه به سوی جامعه‏اى تباه ،بى هويت و نیز دیکتاتوری کشیده می شود.

رسول خدا(ص) در نکوهش چاپلوسی دستور دادند: به صورت ستايشگران چاپلوس خاك بپاشيد.[3]

آموخته شدگان مدرسه رسول خدا(ص) چنين می كردند.
مجاهد از قول ابى معمر نقل كرده است كه مردى در مقام ثناگويى يكى از اميران برآمد، پس مقداد مشتى خاك برگرفت و بر چهره او پاشيد و گفت: رسول خدا(ص) ما را امر كرده است كه به صورت مداحان خاك بپاشيم. [4]

امير مومنان علی(ع) در نامه به مالك اشتر، وی را از چاپلوسی افراد درباره اش بر حذر داشت:
تا مى توانى با پرهيزكاران و راستگويان بپيوند و آنان را چنان پرورش ده كه تو را فراوان نستايند، و تو را براى اعمال زشتى كه انجام نداده اى تشويق نكنند، كه ستايش بى اندازه و چاپلوسی خودپسندى مى آورد، و انسان را به طغیان و سركشى وا مى دارد.[5]

نیز زمانی که امیرمومنان علی(ع) در صفین مشغول سخنرانی بودند، شخصی  آن حضرت(ع) را بسیار ستود،  امام(ع) فرمود: ...خوش ندارم در خاطر شما بگذرد كه من ستايش را دوست دارم و خواهان شنيدن آن مى باشم . سپاس خدا را كه چنين نبودم.
 من از شما مى خواهم كه مرا با سخنان زيباى خود نستاييد تا از عهده وظايفى كه نسبت به خدا و شما دارم ،برآيم و حقوقى كه مانده است، بپردازم و واجباتى كه بر عهده من است و بايد انجام گيرد، اداء كنم. پس با من آن گـونه كه با پادشاهان سركش سخن مى گويند، حرف نزنيد،... و با ظاهر سازى (چاپلوسى) با من رفتار نكنيد...[6]

در دوران معاصر هم ، امام خمينى(ره) در دیدار نمايندگان مجلس شوراى اسلامى زمانی که آقاى فخرالدين حجازى(نماينده اول مردم تهران در نخستين دوره مجلس شوراى اسلامى) ایشان را مورد ستایش قرار داد (و البته نیتش نیز خیر بود) فرمود :«من خوف این را دارم که مطالبى که آقاى حجازى فرمودند درباره من، باورم بیاید. من خوف این را دارم که با این فرمایشات ایشان و امثال ایشان براى من یک غرور و انحطاطى پیش بیاید. من به خداى تبارک و تعالى پناه مى‏برم از غرور. من اگر خودم را براى خودم نسبت به سایر انسانها یک مرتبتى قائل باشم، این انحطاط فکرى است و انحطاط روحى.»[7]

اما در آثار تملق به ویژه در مسوولان کافی است تنها به یک روایت تاریخی بسنده کنیم: عبداللّه بن عمر که از بیعت با امیر مؤمنان علی علیه السلام امتناع ‏ورزیده بود؛ به محض اینکه عبدالملک مروان به خلافت رسید و حجاج بن یوسف را به ‏استانداری منصوب کرد،- به سبب حدیثی که از رسول خدا(ص) شنیده بود که فرموده بود: «كسى كه شب را روز كند و بيعت خليفه اى بر عهده اش نباشد، مسلمان نيست.»- شبانه نزد حجاج آمد تا بیعت کند، حجاج که از آمدن بی‏ موقع و "چاپلوسانه" عبدالله، تعجب کرده بود،چون به بسترخواب رفته بود، اجازه نداد که عبدالله با او دست بدهد، بلکه پای خود را از زیر لحاف ‏بیرون آورد و گفت: با پایم بیعت کن[8]

به راستی در جامعه امروزین ایران ، آیا هنوز وقت آن نشده است که بر روی چاپلوسان  خاک پاشید تا ریشه این بیماری مزمن (چاپلوسی) بخشکد؟چراکه یکی از عوامل مهم عقب ماندگی و مانع رشد و توسعه جوامع ، انتشار ویروس بیماری چاپلوسی در بین افراد و به ویژه مدیران و سیاستمداران جامعه می باشد. چه آن که چاپلوسی ، نردبان ترقی کوتوله ها می شود و چشم بند بزرگترها . بدیهی است نتیجه اشغال پست ها توسط نالایقان ، چیزی جز عقب رفت جامعه نیست ، آن هم در جهانی که مسابقه پیشرفت ، غایتی ندارد.