فرهاد دانشجو برکنار شد/ میرزاده سرپرست دانشگاه آزاد شد



لحظاتی پیش ، در جلسه ی هیات امنای دانشگاه آزاد که در دفتر رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام برگزار شد ، فرهاد دانشجو از سمت خود برکنار شد.


بنا به گزارش دریافتی «انتخاب» ؛ دکتر حمید میرزاده به عنوان سرپرست دانشگاه آزاد تعیین شد.

شنیده های «انتخاب» حکایت از آن دارد که آرای موافقان برکناری دانشجو 6 به 2 (مخالف) بوده است.

همچنین یاسر هاشمی رییس دفتر هیات امنای دانشگاه آزاد در گفت و گو با «انتخاب» ، اعلام کرد: با اکثریت آرای اعضای هیات امنای دانشگاه آزاد، حمیدمیرزاده به عنوان رییس جدید دانشگاه انتخاب شد که به شورای عالی انقلاب فرهنگی معرفی می‌شود.

وی با بیان اینکه این جلسه در فضایی دوستانه برگزار شد، گفت: از فرهاد دانشجو به خاطر خدماتی که در دانشگاه آزاد داشت نیز تقدیر کرد.



میرزاده کیست؟

سرپرست جدید دانشگاه آزاد در زندگینامه خود نوشته است: « من - حميد ميرزاده - در سال 1329 در سيرجان به دنيا آمدم.  تا اخذ  دیپلم ریاضی در سیرجان تحصیل کردم و پس از آن دردوره کارشناسی شیمی از دانشگاه فردوسی مشهد درسال 1352 فارغ التحصیل شدم و پس ازانجام خدمت سربازی در سال 1354 به عنوان دبیر شیمی در دبیرستان های سیرجان مشغول به کار شدم.

 در سال 1355 برای ادامه تحصیلات به تهران آمدم ودر پلی تکنیک تهران برای دوره کارشناسی ارشد مهندسی پلیمر پذیرفته و در سال 1357 با معدل(20=A)  فارغ التحصیل شدم  و از فروردین 1358 بعنوان عضو هیات علمی در دانشگاه شهید باهنر کرمان استخدام شدم. در سال 1373 موفق به دريافت درجه دکترا در همين رشته از دانشگاه نيوساوت ويلز استراليا (UNSW) شدم.

 متاهل ام  و فرزندانم بحمدالله در سطوح دکتری ،کارشناسی ارشد، و کارشناسی تحصیل کرده یا مشغول تحصیل هستند.  خوشحالم که بیش از   35سال از عمرم را در خدمت به  انقلاب بوده و در3 دولت بعد از انقلاب اسلامی ( دولت شهید رجائی ، دولت مهندس موسوی و دولت آقای هاشمی رفسنجانی) در امور اجرایی و خدمت به مردم  مسئولیت داشته ام  و همواره ارجاعات مقام معظم رهبری را که مربوط به امور اجرائی می شد چه در دوران ریاست جمهوری ایشان و چه بعد از آن با افتخار انجام داده ام.

از سال 1359 تا سال 1376 درسمت های فرماندار سیرجان ، استاندار کرمان ،معاون نخست وزیر،  معاون اجرایی  رئیس جمهور و معاون رئیس جمهور ورئیس سازمان برنامه و بودجه مشغول فعالیت بوده ام. اما همزمان با کار های اجرایی به امر تدریس و تحقیق در دانشگاه  و مراکز تحقیقاتی نیز می پرداختم. به اذعان دوستانم از معدود مديران ارشد کشور بوده ام که با وجود كارهاي سخت وسنگين،كه يكي از آنها بازسازي مناطق جنگ زده و مسئوليت ستاد بسيج اقتصادي كشور بود، هيچ‌گاه كسوت دانشگاهي خود و دانشگاه را ترك نكرده و به شهادت همه دانشگاهيان در سمت‌هاي مختلفي كه داشته ام چه در سمت استاندار یا معاون اجرايي نخست وزير و چه در سمت معاون رئيس جمهور و رئيس سازمان برنامه و بودجه كشور با تمام وجود و از سرعلاقه به امر توسعه علمي وفناوري كشور حمايت و پشتيباني عملي كرده ام.

در سال 1364 براساس پيشنهاد من که معاونت اجرايي نخست وزير وقت را بر عهده داشتم و با موافقت نخست وزير وقت در خصوص لزوم رشد صنايع وابسته به نفت از جمله توليد مواد پتروشيميايي و مصنوعات پليمری با شرکت سياست‌گذاران و دست‌اندرکاران اجرايي، تحقيقاتي و آموزشي کشور کميسيون هماهنگي علوم و تکنولوژي مواد پتروشيميايي و صنايع پليمري تشکيل و مسئوليت ايجاد هماهنگي براي پيش‌برد اين امر به عهده ام گذاشته شد.

با پيشنهاد کميسيون مزبور و تصويب شورای گسترش آموزش عالي، مرکز تحقيقات و توسعه علوم و تکنولوژي مواد پليمري و پتروشيميايي در سال 1365 تاسيس شد که با استقرار در بنای اصلي و توسعه آن در اثر تلاش‌ها و حمايت‌هاي مستمر اینجانب  پژوهشگاه پليمر و پتروشيمي ايران نام گرفت كه هم اكنون يكي از پژوهشگاه‌هاي برتر كشور وبي‌نظير در منطقه وكم نظير در جهان است.

با توجه به نقش مؤثر سازمان برنامه و بودجه، تاسيس معاونت پژوهشي، آموزشي و فرهنگي، كه تا سال 1374 درتشكيلات اين سازمان وجود نداشت، از اقدام‌هاي بنيادي و مهم اینجانب بود كه موجب افزايش شديد بودجه دانشگاه‌ها ومراكز پژوهشي شد مبناي خوبي براي سال‌هاي بعدي گرديد.

تدوين برنامه"ايران 1400"، برنامه" اقتصاد بدون نفت" و طرح"فقر زدايي" و سرشماری سال 1375  از ديگر اقدامات مهم بنده  در دوران تصدي سازمان  برنامه وبودجه بود.

جمهوری اسلامی رودرروی کیهان ایستاد

یکی از نامزدهای مورد نظر خودتان در انتخابات 24 خرداد به ریاست جمهوری برگزیده می‌شد باز هم همین طرح را به مجلس می‌دادید؟!

روزنامه جمهوری اسلامی در سرمقاله خود با عنوان «بزرگی سراسر به گفتار نیست»، نوشت: این روزها دو وزارتخانه که با سرپرست اداره می‌شوند در معرض تهاجم شدید و سازمان یافته کسانی قرار دارند که می‌گویند سرپرستان این دو وزارتخانه نیروهای ارزشی را کنار می‌گذارند و به جای آنها نیروهای غیرارزشی یا ضدارزشی می‌گمارند. اگر این ادعا درست باشد، در هر زمان و توسط هر کس که صورت بگیرد، کاری خلاف است و باید به آن اعتراض شود. در نظام جمهوری اسلامی جائی برای کسانی که نیروهای ارزشی را برکنار کنند و نیروهای ضدارزشی یا غیرارزشی به جای آنها بگمارند وجود ندارد. این قاعده و منشور، شامل تمام دولت‌ها و دستگاه‌ها می‌شود و استثنا بردار نیست. معیار ارزشی بودن یا نبودن را افراد نباید از جیب خود خارج کنند و طبق میل و سلیقه‌های شخصی و گروهی و جناحی هر کس را که مایل هستند ارزشی و دیگران را غیرارزشی بنامند و بدانند.

اکنون خوب است کسانی که این روزها به صورت سازمان‌دهی شده فریاد بر می‌آورند در وزارت علوم و وزارت آموزش و پرورش نیروهای ارزشی بر کنار می‌شوند و نیروهای ضد ارزشی به جای آنها گمارده می‌شوند به این سؤال پاسخ دهند که در دولت‌های نهم در برابر بی‌صداقتی‌ها، دروغگوئی‌ها، خلاف قانون عمل کردن‌ها، بی‌حرمتی‌ها، لگدمال کردن کرامت انسانی،‌ غارت بیت‌المال، فسادهای بی‌سابقه و تفرقه افکنی‌ها چرا سکوت کردند و حتی در بسیاری موارد از عوامل اصلی این انحرافات حمایت کردند؟ آیا افرادی که مشوق چنین عناصری بودند اکنون می‌توانند فریاد وا ارزشا برآورند و برای مردم مفهوم اعتدال را توضیح دهند؟

هنگامی که دانه درشت‌های دولت‌های نهم و دهم در برابر مراجع تقلید ایستادند افرادی که اکنون برای به خطر افتادن ارزش‌ها ابراز نگرانی می‌کنند چرا به جای حمایت از مراجع، از طرف مقابل حمایت کردند؟ در ماجرای فساد مالی سه هزار میلیارد تومانی چرا این حضرات سکوت کردند؟ و حالا در ماجرای بالا کشیدن 16 میلیارد تومان در آخرین روز دولت دهم چرا سکوت کرده‌اید؟

در همان وزارت علوم، آن همه بی‌حرمتی که به استادان باسابقه شد و آن همه استاد متدین و دانشمند که به جرم تسلیم نشدن در برابر افراطیون اخراج شدند چرا سکوت کردید و احساس تکلیف نکردید؟ در برابر آن همه ناکارآمدی در وزارت آموزش و پرورش دولت‌های نهم و دهم و جان باختن آن همه دانش آموز و هدر رفتن بیت المال چرا سکوت کردید؟ حالا که یکی از متدین‌ترین، دلسوزترین و کارآمدترین نیروهای باسابقه آموزش و پرورش سرپرستی وزارتخانه را برعهده گرفته چرا فریاد اعتراضتان به آسمان رفته است؟ طرح محدود کردن اختیارات سرپرستان وزارتخانه‌ها معلوم است با چه هدفی در مجلس مطرح شده است. آیا اگر یکی از نامزدهای مورد نظر خودتان در انتخابات 24 خرداد به ریاست جمهوری برگزیده می‌شد باز هم همین طرح را به مجلس می‌دادید؟!

پاسخ روشن مردم به غوغاسالارانی که این روزها در یک تهاجم تبلیغاتی حساب شده، تلاش می‌کنند نیروهای افراطی را در مناصب مورد نظر خود حفظ کنند اینست که شما در دوران حاکمیت خود به آنچه گفتید و امروز می‌گوئید عمل نکردید و حالا ریاکارانه درصدد تطهیر خود و گناهکار جلوه دادن رقبای خود هستید. شما باید بدانید که میان گفتار و کردار فاصله زیادی وجود دارد و تا این فاصله را از بین نبرید مردم شما را و ادعاهایتان را باور نخواهند کرد، زیرا معتقدند: بزرگی سراسر به گفتار نیست - دو صد گفته چون نیم کردار نیست.

چرا از «ترس زدایی» وزیر اطلاعات می ترسند؟

وعده و تضمین وزیر جدید اطلاعات درباره «حل کردن مشکل تمامی کسانی که در پی حوادث سال 88 به خارج رفته اند ولی ترس بی مورد دارند و خلافی مرتکب نشده اند» با واکنش منفی آقای مهدی طائب از چهره های اصولگرا و رییس قرار گاه عمار روبه رو شده است. علوی

او گفته است:« چه زمانی برای ورود افراد غیر مجرم به کشور ناامنی وجود داشته که وزیر اطلاعات به گونه ای موضع می گیرد که رسانه های بیگانه مواضع نادرست خود مبنی بر وجود اختناق و هراس در ایران را القا کنند؟ وزیر باید مشکلات واقعا موجود را رفع کند نه مشکلی که وجود خارجی ندارد. ضمن این که دولت حق ورود به بحث مجرمان را ندارد و برخورد با جرم و جنایت به صورت انحصاری به قوه قضاییه مربوط است.»

هر چند عبارت «رییس قرارگاه عمار» یک عنوان رسمی به حساب نمی آید اما با توجه به انعکاس دیدگاه های ایشان در خبرگزاری ها و این واقعیت که طیفی از اصول گرایان را نمایندگی یا سخنگویی می کند ذکر چند نکته مناسبت دارد:

1- وزیر اطلاعات مسوول اول «امنیت» کشور است. در فرهنگ معین برای واژه «امنیت» دو معنی آمده است:« ایمن شدن و بی بیمی».
در زبان عربی نیز «امن» نقطه مقابل «ترس» تعریف می شود. کسی احساس امنیت می کند که نمی ترسد و این گزاره فارغ از این است که ترس واقعی باشد یا نه. کودکی که از تاریکی می ترسد احساس ناامنی می کند و والدین نمی توانند به صرف این باور که «تاریکی ترس ندارد» به ترس فرزند خود اعتنا نکنند.
 در فرهنگ آکسفورد نیز «سکوریتی» یا امنیت به معنی «نبود ترس» یا «رهایی از نگرانی»آمده است.

با این توصیف روشن است که آقای دکتر علوی در مقام مسوول امنیت کشوربرای گسترش امنیت باید ترس زدایی کند و این که این ترس واقعی است یا القایی موضوعی ثانوی است. نکته مهم در اظهارات وزیر اطلاعات این است که شهروندان را دسته بندی نکرده و نسبت به نگرانی ها و ترس های واقعی یا غیر واقعی احساس مسوولیت می کند.

2- وزیر اطلاعات کی و کجا از «مجرم» سخن گفته که حق ورود به بحث آن را نداشته باشد و به فرض که چنین کرده باشد نسبت شخص معترض با قوه قضائیه چیست و کدام مقام قضایی متعرض شده است؟

صحبت از «ترس» است و هر چه ترس کمتر باشد، امنیت بیشتر است و این بحث به طور کامل از مقوله جرم و جنایت جداست.

3- روشن است که منظور از «مشکلات واقعا موجود» معضلات اقتصادی و میراث دولت گذشته است. به عبارت دیگر به رییس جمهور روحانی و وزیران او پیغام می دهند که شما به آب و نان و گوشت مردم برسید، بقیه امور را به ما بسپارید! حال آن که اولا برای حل معضلات اقتصادی نیز باید امنیت روانی جامعه تامین شود تا سرمایه گذاران تشویق شوند ثانیا اگر مشکل، تنها بر سر مسایل اقتصادی بود مردم به گزینه هایی رای می دادند که تنها و تنها وعده اقتصادی می دادند.

4- صرف انعکاس یک موضوع در رسانه های خارجی نقطه ضعفی برای گوینده به حساب نمی آید. کما این که مواضع خود آقای طائب و اصول گرایان دیگری که به اتخاذ مواضع تند شهرت دارند نیز در این رسانه ها بازتاب دارند و گوینده و نویسنده مسوول نوع انعکاس یا تفسیر سخنان خود نیست.
 اگر اطلاعات محرمانه ای منتشر شود که مایه سوء استفاده شود یک بحث است و اعلام تصمیم یک دستگاه اجرایی منافاتی با منافع ملی ندارد خاصه این که از جانب مقام ارشد اطلاعاتی - امنیتی کشور باشد.

نه تنها وزارت اطلاعات که کلیت حکومت نسبت به تامین امنیت شهروندان خود مسوولیت دارد. از این رو تاکید حجت الاسلام علوی بر ترس زدایی عین امنیت افزایی است و در این میان ، بی آن که فرد خاصی مد نظر باشد ،باید تصریح کرد کسانی که با کلمه "فتنه" همچنان کاسبی می کنند ، نگران آنند که با برچیده شدن فضای امنیتی و انگ های فتنه آمیز ، زمینه ای برای عرض اندام نداشته باشند؛ این دغدغه آنها، کاملاً قابل درک است.