جواب گریه دار احمدی نژاد به منتقدان آمار بیكاری : اگر پیدایشان کردید از خودشان بپرسید.

منتقدان اقتصادی دولت پس از اعلام ایجاد یك میلیون و ششصدهزار شغل توسط احمدی نژاد در سال 1389، اظهار كردند به چند دلیل این آمار ساختگی است و با واقعیت های اقتصادی كشور از جمله رشد اقتصادی و دیگر موئلفه های رشد اقتصادی كه با افزایش این میزان شغل باید دچار تغییر و رشد شود، سازگاری ندارد.

دلیل نخست اینكه تا آبان ماه كه مسئول مربوطه در وزارت كار آمار شغل ایجاد شده در سال 1389 را 300هزار نفر اعلام كرده است، عملا فصل رونق اقتصادی سپری شده است. چگونه می شود متوسط ماهیانه كمتر از 40 هزار شغل در فصل رونق اقتصادی یكباره به ماهانه 400 هزار شغل یعنی ده برابر آن هم در فصل زمستان افزایش یابد؟

دلیل دوم این كه شاخصه های اقتصادی دارای ارتباطی منطقی با یكدیگر هستند و ایجاد جهش در اشتغال، به صورت طبیعی باید ناشی از ایجاد جهش در سرمایه گذاری و ایجاد جهش در تولید ناخالص داخلی باشد و در شرایطی كه آمار رسمی بانك مركزی جهشی بی سابقه در سرمایه گذاری و تولید ناخالص ملی نشان نمی دهد، چگونه می توان صحت این اشتغال بی سابقه را آن هم در شرایط نامناسب اقتصاد داخلی و اجرای طرح هدفمندی یارانه ها كه به كاهش مصرف و تولید صنایع منجر شده است باور كرد؟

دلیل سوم عدم سازگاری و تطابق آمارهای رسمی سازمانهای متولی از قبیل سازمان آمار، بانك مركزی و وزارت كار با یكدیگر است كه صحت این ادعا را زیر سوال می برد و این علامت سوال را پیش می آورد كه چگونه وقتی چند دستگاه زیرمجموعه دولت در ارائه یك آمار، دچار تناقض می شوند، چنین آمار دقیق و البته حجیمی را برای دوره ای یك سال اعلام كرده اند؟

اما در برابر این انتقادات، محمود احمدی‌نژاد پاسخ خنده داری به منتقدان داده است و آنها را به یك میلیون و ششصدهزار نفری كه به ادعای او دولت برای آنها اشتغال ایجاد كرده، ارجاع داده است.

وی گفت: مدعی می‌شوند آمار و گزارش‌های دولت درباره ایجاد یك میلیون و 600 هزار شغل درست نیست؛ ولی بالاخره آن یك میلیون و 600 هزار نفری كه صاحب شغل شدند، می‌دانند كه در كشور چقدر اشتغال ایجاد شده است.

اما درباره این یك میلیون و ششصد هزار نفر نه مشخصات آنها، نه عناوین شغلی آنها و نه حتی حوزه های اقتصادی كه برای آنها شغل ایجاد شده، تاكنون از سوی دولت اعلام نشده است و احتمالا اطلاعات مربوط به شغل ایجاد شده برای بیكاران نیز مانند دیگر اسناد ادعاهای دولت محرمانه است و قابل انتشار نخواهد بود.

بنابراین منتقدان دولت ابتدا باید این زحمت را كشیده و آن یك میلیون و ششصد هزارنفر را پیدا كنند و بعد بروند از آنها بپرسند كه دولت برای شما چه شغلی ایجاد كرده است.

اینگونه پاسخهای به شدت علمی و منطقی، منتقدان دولت را كاملا اقناع كرده و آنها متوجه می شوند در صورت زیرسوال بردن آمارهای رسمی دولت باید ابتدا كارهای شاقی نظیر پیدا كردن یك میلیون و ششصد هزار نفر را انجام دهند؛ بنابراین بهتر است به صداقت و دقت رییس دولت و آمارهای ایشان اقرار كنند.

درگذشت سركار خانم حاجيه فكوريان

خانم حاجیه فکوریان از چهره های فرهنگی شهر و کاندیدای ادوار گذشته مجلس شورای اسلامی ، در محور کرمانشاه-تهران همراه فرزندش ،امیرحسام زحمتکش دچار سانحه رانندگی شد .خانم حاجيه فكوريان  يكي از فعالين سياسي اصلاح طلب وكانديداي دور گذشته مجلس در حوزه كرمانشاه كه به دور دوم اين رقابت ها نيز آمد متاسفانه در اين سانحه رانندگي جان خود را از دست داد.

حاجیه فکوریان از جمله نامزدهای انتخابات دوره هشتم مجلس از حوزه انتخابیه کرمانشاه بود که با کسب آرای قابل توجهی به دور دوم راه یافت وی همچنین از فرهنگیان استان و مدیر موسسه آموزشگاه زبانهای خارجی فکوریان در کرمانشاه بود . سایت صداي مردم غرب درگذشت خانم حاجیه فکوریان و فرزندش را به خانواده محترمشان تسلیت عرض می نماید. 

ما احمقيم يا اطرافيان دولت ؟

رضا تربتی با ارسال پیامی نوشته است:

در زمان جنگ جهانی دوم خروج هر گونه كالا از كشور لهستان ممنوع شد وسربازان به شدت مراقب بودند سرمایه های ملی از كشور خارج نشود
روزی در یكی از مرزهای خروجی مردی مشاهده شد كه به آرامی با دوچرخه اش به آن سوی مرز میرود سربازان مرد را متوقف وپس از وارسی خورجین دوچرخه اش متوجه مقداری سنگ شدند كه هیچ ارزش اقتصادی هم نداشت سربازان به خیال اینكه آن مرد دیوانه است رهایش كردند از آن پس به مدت چهار سال هرروز مرد ودوچرخه اش با یك خورجین پر از سنگ بی ارزش از كشور خارج می شد وسربازان به او می خندیدند بالاخره جنگ تمام شد و اوضاع به حالت عادی برگشت ولی آن مرد دیگر با دوچرخه اش سنگ صادر نمی كرد روزی یكی از سربازان او را دید و گفت ظاهرا دست از حماقت برداشته ای و سنگ صادر نمی كنی؟
مرد خنده ای كرد وگفت احمق شما بودید من درمدت این چهارسال هرروز یك دوچرخه از كشور خارج می كردم و شما نمی فهمیدید!!

حكایت جریان انحرافی در كشور ما هم همین است براساس گزارش دیوان محاسبات وسازمان بازرسی یازده ملیارد دلار از درامدهای نفتی به خزانه واریز نشده است مجلس اعلام می كند دولت ده هزار تخلف داشته است چندین وزارتخانه مهم مدتهاست كه بلاتصدی است رشد اقتصادی كشور صفروتورم نقطه ای بست و شش درصد اعلام شده
است فقط در یك مورد چهارصد ملیارد تومان سرمایه كشور برباد می رود و آن وقت ما دنبال جریان انحرافی هستیم كه هیچ ریشه وخطری برای نظام ندارد لابد بعد از اینكه همه سرمایه ها به تاراج رفت با بركناری دو نفر غایله جریان انحرافی هم تمام میشود ...

تصویر : سهم هر ایرانی از نان یارانه اي. عجب ا

سهم هر ایرانی از یارانه نان

از جنایت "تجاوز گروهی به زنان در خمینی شهر" تا افاضات علم الهدی در مورد "دختران تنگ لباس دوچرخه سوار

امیرحسام شهسواری طی یادداشتی با عنوان "کسي از خود نپرسيد چرا ايمان نيست!" در "انتخاب" نوشت: در طول سالیان اخیر اتفاقاتی عجیب روی داده است. سال گذشته ، روز روشن ، فردی در میدان کاج ، پیش روی چشم مردم و پلیس ! جان انسانی دیگر را گرفت؛ هر چند در آن ایام، جامعه ظاهراً برآشفت و فریاد وامصیبتا سر داد، اما حوادث ماههای آتی نشان داد اعتراض مردم نسبت به اینگونه اتفاقات ، مقطعی و در ظرف زمانی خودش، ابراز می گردد. در واقع این حواث نشان داد؛ جامعه ی ما ککش هم با چنین حوادثی نمیگزد!

وی می افزاید: امسال در یکی از پر رفت و آمد ترین خیابان های تهران، دو فرد موتورسوار که قصد تعرض به دختری جوان داشتند، باز هم در عدم حضور پلیس و نیروی انتظامی، با واکنش یک ایرانی ملبس به لباس روحانیت مواجه می شوند، اما، در جامعه ای که می خواهد با یک دست صدای غیرت بلند کند ، شیشه بر چشمانش می کنند و از مهلکه می گریزند.

در این یادداشت آمده است: اگر درنگ بر سیاست یک بام و دوهوای نهادهای امنیتی و مذهبی نسبت به موضوع "روحانی فداکار" با مسائلی چون "واقعه ی میدان کاج" و تلاس برای پیش کشیدن مسائل بی ارتباط با این جنایت و فراموشی اذهان از کم کاری برخی نهادها را به وقتی دیگر بسپاریم ، می بینیم که ؛ از این نمونه ها در گوشه کنار بسیارند، از تعرض به دانشجوی دختر مشهدی تا تجاوز به اعضای خانواده ای در خمینی شهر در یک حریم خصوصی ؛ و هنگامی که منتظر توضیح مسئول مربوطه می شویم، او آمار زنان خیابانی را مطرح می کند و درخواست مردم برای مبارزه با بدحجابی!


شهسواری در بخش دیگری از یادداشت خود چنین می نویسد: اظهار نظر برخی صاحبان تریبون ها که هر مسئله ای را به بروز بداخلاقی اجتماعی نسبت می دهند نیز تامل برانگیز است. توجه به دختران دوچرخه سواری که به فرموده ی امام جمعه مشهد ، با لباس کوتاه و تنگ ،  با ايمان پسر جوان چه  ها که نمی کند ، لااقل به همان اندازه دارای اهمیت هست که بیکاری و فقر در جامعه ، بروز اختلالات شديد در سيستم فکري، عصبي نوجوانان و جوانان ، ياس و سرخوردگي به دلیل عدم توجه به نیازهای آنها و در نتیجه عدم تعادل های اجتماعی، سیاسی و اقتصای ، که کم کم موانعی بزرگ پیش روی رشد اقتصاد کشور قرار می دهند و همین معضل جرم و جنایت را در جامعه افزایش می دهد.


او می افزاید: اینکه برخی آقایان فرموده اند در میهمانی خصوصی خمینی شهر ، خانم ها بدحجاب بوده اند هم جالب توجه است . شاید این سخن برای کاهش بار منفی افشای این جنایت در ذهن متدینین جامعه باشد ، اما به هر روی قابل تامل است ، اینکه هر فرد در محافل خصوصی اش هم حجاب کامل داشته باشد از آن هول حلیم هایی است که عاقبت به افتادن به دیگ منجر می شود.

متن کامل این یادداشت را اینجا یا در ستون "انتخاب سوم" بخوانید.

اقای دادستان! جنایت خمینی شهر چه ربطی به "پوشش نادرست زنان در میهمانی خصوصی" دارد؟

در تاریخ چهارم خردادماه ، ۱۲ نفراز اراذل و اوباش پس از حمله به باغی در خمینی شهر، دست و پای مردان را بسته است و پس از ربودن زنان و انتقال آنها به مکان دیگر، آنها را مور تجاوز قرار دادند.  پس از انتشار این خبر تعدادی از اهالی شهرستان خمینی شهر با تجمع  مقابل دادگستری این شهرستان خواستار برخورد جدی با این افراد شدند. تاکنون ۷ نفر از متهمان این حادثه دستگیر شده اند.

اظهار نظر برخی مقامات قضایی مبنی بر اینکه "پوشش نادرست و غیراسلامی زنان در میهمانی خمینی شهر، دلیلی بر تحریک اراذل و اوباش به اقدام جنایت کارانه بوده است"، باعث تعجب تحلیلگران مسائل اجتماعی شده است.
 
 دادستان خمینی شهر اخیراً گفته اند:  برداشتن پوشش های اسلامی و با پوششی بسیار نادرست در فضایی كه نامحرم در آن بوده است به رقص و پایكوبی می پردازند .
 
این در حالی است که بیان این سخن توسط یک مقام قضایی، این تصور غلط را تقویت می کند که گویی، پوشش نادرست و غیر اسلامی، مجوزی است برای اقداماتی چنین دهشتناک و جنایت بار؟!
 
اساساً ، جنایت خمینی شهر چه ربطی به اصل ماجرا و "پوشش نادرست زنان در میهمانی خصوصی" دارد؟ و چه دخلی به ما و شما دارد؟
 
به قول عبید زاکانی در رساله ی دلگشا : استر طلحك بدزديدند. يكي مي‌گفت: گناه توست كه از پاس آن اهمال ورزيدي! ديگري گفت: گناه مهتر (كسي كه از اسب ها نگهداري مي كند) است كه در طويله را باز گذاشته است... طلحك گفت: پس در اين صورت، دزد را كه استر دزديد هيچ گناه نباشد!
 
ثانیاً ، قانون اساسی و تاکید بزرگان کشور، همواره بر "رعایت حریم خصوصی" افراد تکیه می کند و همواره بر جلوگیری از ورود قانون به مسائل خصوصی مردم، تاکید می ورزد؛ حريم شخصی مردم بايد مصون بماند، چه شئونات رعایت شوند و چه نه! ؛ هر چند شاید دلیل بارز چنین سخنی از سوی این مقام قضایی، چالش مهم نظام حقوقی کشور در موضوع حریم خصوصی هم باشد که هیچگاه تعریفی از مفهوم حریم خصوصی ارائه نداده است.
 
... و شاید از این غصه بمیریم، نه رواست که کم نیز باشد...!

عكس: چرا گرمسار جای مهمی است؟!

 

خطر خطر - شیرهای یارانه ای مرگبار هستند.


حتما حتما
 این مطلب را به دقت مطالعه و درک کنید – بسیار با اهمیت است.
 
ادامه نوشته

تصاویر : وقتی رئیس جمهور ما غصه مردم فقیر كشورهای دیگر را می خورد!

 

 عكس های زیر را كه از خبرگزاری های داخلی است نگاه كنید؛ هیچ كدام از این ها فتوشاپی نیستند و همه شان هم مربوط به كشور ایران هستند،‌ از خوزستان گرفته تا چابهار و کرمانشاه و  تهران. بعد از دیدن عكس ها،‌ چند سطر انتهایی صفحه را هم بخوانید!































































بخشی از سخنرانی محمود احمدی ن‍ژاد در خرداد 1390 ،‌همین چند روز پیش:

من به كشورهایی سفر كردم كه از ذخایر معدنی سرشار اند اما در خیابان ها مردم پابرهنه و گرسته اند. فقر، بی سوادی، عدم بهداشت است. در بسیاری از شهرها و روستا ها آب سالم و آشامیدنی نیست. اما هم زمان سرمایه داران آمریكایی و اروپایی تمام آن معادن را غارت می كنند و می برند و حتی یك درصد از آن ها را در اختیار ملت ها قرار نمی دهند.

یك سوال: در ایران دارای معادن سرشار كه الحمدلله سرمایه داران آمریكایی و اروپایی معادن مان را غارت نمی كنند؛‌ پس ماجرا چیست كه  در همین مملكت خودمان،‌ درست مانند آن كشورهایی كه احمدی ن‍ژاد رفته و دیده،‌ خیلی ها در فقر و عدم بهداشت و محرومیت از آب آشامیدنی سابق و پابرهنگی و ... در سطحی وسیع وجود دارد؟ تازه آقای احمدی نژاد فروش كلیه در آن كشورهای دیگر برای امرار معاش را نگفت،‌ در حالی كه در پایتخت خودمان،‌ خیلی ها برای تامین زندگی شان ،‌كلیه و حتی قرنیه چشم شان را فروخته اند و می فروشند.

اگر در آن كشورهای دیگر،‌ پول مردم را سرمایه داران غربی به غارت می برند،‌ در ایران چه كسانی این كار را می كنند؟‌

رفیق و شفیق و مشاور  علی آبادی هم در بازیهای آسیایی هم در اوپک

 هادی منصوری، مشاور علی آبادی در كمیته ملی المپیك كه قطعاً ذره ای تخصص در حوزه نفت همچون ورزش نداشت، این بار در معیت سرپرست وزارت نفت ایران راهی اجلاس اوپك شد و متاسفانه در گفت و گوی علی آبادی با رسانه ها كه علاوه بر رسانه ملی، بسیاری از رسانه های دنیا به نقلش پرداخته اند، تصویری درج شده كه این جوان در پشت علی آبادی قرار دارد؛ جایی كه معمولاً معاونین یا مدیران زیرمجموعه و یا در نهایت محافظان مقامات قرار دارند!

محمد علی آبادی در شرایطی حكم سرپرستی وزارت نفت را از محمود احمدی نژاد گرفت و به فاصله چند روز راهی اجلاس اوپك شد كه به نظر می رسد، علی آبادی به عنوان نماینده ایران و رئیس دوره ای اوپك نتواند آن گونه كه انتظار می رود در این اجلاس حاضر شود و علت این امر نیز عدم امكان تسلط وزیر یا سرپرست وزارتخانه به جزئیات برگزاری نشستی در این سطح بود كه ایران باید اداره كننده اش بود.

در این میان اگرچه برخی از اعضاء هیات همراه علی آبادی در این اجلاس كه بار اصلی را بردوش داشتند و از بدنه وزارت نفت بودند، قابل دفاع بوده و نتایج مثبتی نیز داشتند اما حضور یك چهره نشان داد علی آبادی همچنان به همراه بردن مشاوران دائمش در سفرهای خارجی علاقه دارد و مهم نیست این سفر در سطوح عالی ورزشی باشد یا در سطوح عالی نفتی تعریف شده باشد.

شاید برخی به خاطر داشته باشند كه در جریان بازیهای آسیایی گوانگ ژو، از اعزام گروهی از چهره های با هزینه بیت المال به بازیهای آسیایی انتقاد شد، چرا كه اصلاً اعزام این چهره ها و حضورشان در VIP لزومی نداشت كه با دلخوری برخی از چهره ها همراه شد. اما انگار این مشی جناب مهندس در بازیهای آسیایی خاتمه نیافت و سرپرست وزارت نفت و رئیس كمیته ملی المپیك به این رفتارها عادت دارد.

مشاور جوان غیرنفتی و غیر ورزشی علی آبادی بالا در بازیهای آسیایی و پایین در اجلاس اوپك!

به هر حال به نظر می رسد در شرایطی كه اظهارنظرهای امیدواركننده ای از مجلس پیرامون اخذ رای اعتماد علی آبادی از مجلس در صورت معرفی شنیده نمی شود، ضروری باشد علی آبادی این بار دیگر با تكیه بر نیروهای بومی نفت كه برخی از آنها در دوره وزرای پیشین قلع و قمع شده اند، به اداره این مجموعه بپردازد و همچون  سازمان تربیت بدنی، به هیچ عنوان مدیرانی از خارج از بدنه وزارت نفت نیاورد كه در این صورت، همین میزان اندك امكان اخذ رای اعتمادش از مجلس نیز از دست خواهد رفت.

جسورترین و بامزه ترین های هفته / مقامی که از احمدی نژاد "سند" خواست، علی آبادی، فردوسی پور و ....

 

هفته ی گذشته (هفته ی سوم خردادماه)، تقریبا مانند دیگر هفته ها، تحلیل و اظهار نظرهای بامزه و بعضا جسورانه ای در محافل خبری شنیده شده است که در ذیل به ان اشاره می شود:

شخصیت های بامزه هفته

1- جوانفکر: وی که به تازگی سرپرست روزنامه ایران شده است، هر روز به هر بهانه ای سعی دارد علاقه ی زیاد خود را به محبوب خود یعنی رئیس جمهور نشان دهد که این عشق مفرط به رئیس جمهور بیشتر شباهت به تملق دارد تا علاقمندی به کسی. وی در تازه ترین خودشیرینی خود گفته است: كمتر كشوري را مي توان سراغ گرفت كه رئيس جمهور آن براي پاسخ به سوالات نمايندگان رسانه هاي ارتباط جمعي، هر از گاهي وقت موسعي را اختصاص دهد و با صبر و حوصله به پرسش هاي خبرنگاران كه به صورتي كاملاً آزاد و باز مطرح مي شود، پاسخ گويد. مضجک بودن این جمله بر همگان روشن است و "صدای مردم غرب" لازم نمی بیند که در این مورد مطلبی اضافه کند.



جناب آقای جوانفکر، اصلا کاری به کشورهای مختلف دنیا که هر هفته به هزار بهانه ، جلسه ای مطبوعاتی برگزار می کنند و خبرنگاران شان هم، تا می توانند نثار ییس جمهور شان می کنند، کاری نداریم، اما در همین ایران خودمان، هفت هشت سال پیش، یک سید محمد خاتمی بود که پس از جلسات هیات دولتش، مستقیم می آمد پیش خبرنگاران می آمد و با خنده هایش، به سئوالات جواب می داد و اعصاب همه را خرد می کرد!! .... حالا بازم بگم؟ بگم؟

البته بعید است شما یادتان باشد، چون برخی سابقه ی مطبوعاتی شما را از آغاز "دولت اول جناب دکتر"، تعریف می کنند!

2-مرتضی تمدن: در پی ورود موج جدیدی از ریزگردها به هوای تهران، که مطمئنا عوارض بدی برای سلامتی پایتخت نشینان خواهد داشت، استاندار تهران در بیاناتی گران بها که نشان از کوشش های بی نظیرش برای پایان دادن به این فاجعه دارد، گفت: كاری جز دعا برای مهار گرد و غبار تهران نمی توانیم انجام دهیم.



دست شما درد نکند جناب تمدن! این هفته ایشالله مشهد میرین یا قم؟

3-فرش قرمز در ایران: مدتی است که برای فیلمهای سینمایی در ایران فرش قرمزی پهن می شود و مراسمی شبیه به مراسم فرش قرمز در هالیوود در پایتخت برگزار می شود. اما تقلیدی که در برگزاری مراسم به کار برده شده است بسیار "نچسب" است.



در این مراسم هیچ ابتکاری به کار برده نشده و تنها کپی برداری بسیاری مبتدیانه ای از این مراسم در هالیوود انجام شده است. ضمنآً قیافه گرفتن هالیوودی رفقای سینمایی در این مراسم، بی نهایت بانمک است!

خبر دیگری که قطعاً در این هفته جزء بامزه ترین اخبار هفته بود، تلاش عوامل فیلم "پایان نامه" برای فروش این فیلم، آن هم به هر روشی بود. چون ماجرا و عوامل فیلم، بی اندازه ضعف خود را در این فیلم نشان دادند، ما هم تحویلشان نمی گیریم و اصلاً جزء بامزه ها نمیاریمشون (می ذاریمشون توی ..... هفته)

فقط می نویسم که "بابا شما دیگه  با این کاراتون به اخراجی ها گفتید زکی".

ضمناً شما که دنبال فروش فیلم تان هستید یک کلمه به آقا محمدرضا شریفی نیا می گفتید "ایشون یه ندا به مردم بدن که برن فیلم رو ببینن"، مشکل برطرف می شد، نیازی به این همه خرج از کیسه "شخصی" نبودش که!

4- رئیس پلیس تهران: سردار ساجدی نیا در اظهار نظری که احتمالا خودش هم به آن معتقد نیست، گفت: در تهران کمتر از 100 زن خیابانی وجود دارد. البته مشخص نیست که منظور ایشان از زنان خیابانی چیست و ایشان چه تعریفی از روسپیان دارند.  البته اقای رادان ، سخن ایشان را تصحیح کردند رقمی بالاتر را در مورد تعداد زنان خیابانی در پایتخت اعلام کردند: تنها 400 یا 500 تا.



در این مورد، حرفی نیست جز اینکه بد نیست آقایان سری به خیابان های شهر بزنند، احتمالا با گذر از تعدادی خیابان، حرف خود را پس می گیرند!

5- اسمشو نبر: یکی از آقایان که بسیاری وی را، پدر معنوی احمدی نژاد می دانند، ظاهرا این روزها رابطه اش با پسر معنوی اش شکراب شده است، در واکنش به این جمله "این كاری بود كه خودتان كردید [اوردن احمدی نژاد] و حالا باید نتیجه آن را هم ببینید" گفت: نه آن روز كه برای انتخاب شخصی زحمت كشیدیم تحت تاثیر بودیم و نه امروز تحت تاثیر هوچی گری ها و تبلیغات منفی قرار می گیریم بلكه در هر زمان هر چه كه احساس كنیم تكلیف است.


عجیب است که ایشان به همین راحتی گناه بالا آمدن احمدی نژاد را از دوش خود بر می دارد و حمایت از او را تکلیف می داند. ایشان و سایر افراد که با تکرار برخی شعارها گوش مردم را از شنیندنش خسته کردند، چطور خود در مورد حمایت از احمدی نژاد و جریان پشت سر او بصیریت به خرج ندادند و امروز چه راحت این اشتباه را به گردن دیگری می اندازند و یا به مانند افرادی مثل بادامچیان آن را تقصیر "مردم ساده" می اندازد که جای تاسف است.

البته رفقای آقای مشایی هم به این سخنان آقای مصباح واکنش نشان دادند و گفتند: حمایت شما باعث ریزش آرای احمدی نژاد شد/ در مرکز برنامه ریزی ابلیس نفوذ دارید

تک ماده: انتخاب شخصیت بامزه ی هفته بیش از 5 تا در این ستون ، معمول نیست، اما به دلیل اظهارات مهم یک شخصیت، اجباراً فرد زیر نیز به عنوان یکی از افراد بامزه ی هفته معرفی می شوند، ببخشید خیلی ضروروی بود!

6 - مقام امنیتی پاکستان:
از احمدي نژاد سند می خواهیم . این جمله ای بود که يك مقام امنيتي بلند پايه پاكستان در رسانه ها اعلام کرد. وی با اشاره به اين موضوع افزود كه اسلام آباد از مقامات ايراني خواهد خواست تا جزييات ادعاهاي خود درباره قصد آمريكا براي ايجاد خرابكاري در تاسيسات هسته اي پاكستان را به اين كشور ارايه دهند.



صدای مردم غرب ضمن تشکر از این مقام امنیتی پاکستان، چند مورد را خدمت ایشان اعلام می دارد: اول اینکه، حالا جناب دکتر یک چیزی گفتند، شما جدی نگیرید! ، بعد حالا چرا آبروریزی می کنی رسانه ایش می کنی؟

ثانیاً، جناب مقام امنیتی! آن آقایی که جلوی صف است دارد داد و بیداد می کند که چرا زدی توی صف، مگه صف را نمی بینی؟ صف رفقایی که می خواهند از جناب دکتر مقداری سند و مدرک دریافت کنند، از پاستور شروع می شود و الان ها رسیده به دم دمای لواسان!... لطفاً بفرمایید ته صف!

شخصیت های جسور هفته

 1- رئیس جمهور و "رفیقش": احمدی نژاد در پی غیرقانونی اعلام شدن سرپرستی او بر وزارت نفت، در حرکتی باورنکردنی و جسورانه رئیس سابق شیلات، رییس سابق تربیت بدنی و رئیس کمیته المپیک را که نه سابقه ا ی در حوزه ی "نفت" دارد و نه رشته ی تحصیلی اش اندکی به این حوزه مربوط است و نه حتی سابقه ی اجرایی کوجکی در این مورد داشته، را سرپرست وزارت نفت کرد.

البته خود آقای علی آبادی استدلال هایی کرده است و گفته است که در مخازن ذخیره  نفت در کن مشغول به کار بوده است که البته آن چنان که آقای توکلی گفت: استدلال ایشان به درد خودش می خورد.ایشان سپس با آن سابقه ی طولانی اش در صنعت نفت، به نشست اوپک رفت و ریاست این اجلاس را برعهده گرفت که در نتیجه هیچ یک از اعضا به توافق نرسیدند. وی در جمع خبرنگاران تاکید کرد:در خصوص افزایش و یا تثبیت سطح تولید اوپک نظر مشخصی ندارم.



اما واقعاً جسارت ایشان در میان این همه مدیر نفتی و متخصصان این حوزه، در پذیرفتن سرپرستی وزارت نفت و ریاست اوپک، انصافاً کم نظیر است؛ لذا توصیه می کنیم برادران کتاب "گیتس" ، این جسازت ستودنی! را به خاطر "انجام دادن هر کاری که دوست دارند و حال می کنند" آن هم به خاطر دوستی 30 ساله با جناب رییس جمهور، ثبت بفرمایند!



2-فردوسی پور: این مجری مشهور، در برنامه این هفته ی "نود"، جنجالی کم سابقه راه انداخت و تا توانست به سیاسیون تاخت. و البته روی خیلی ها را هم در ظاهر کم کرد؛ وی در این برنامه با بیان اینکه هر تیمی هر جا رفته به خاطر شخصیت سیاسی خاصی بوده است، گفت:  پیکان چرا رفت قزوین ؟ به خاطر اینکه آقای ابوترابی قزوینی هستند، چرا صبا رفت به قم، چون آقای علی لاریجانی قمی هستند و حمایت کردند، پاس چرا رفت همدان چون آقای حاجی بابایی، آقای آقا محمدی و یک سری زیادی از مقامات همدانی هستند.

البته ادامه ی انتقال تیم ها به شهرهای مختلف، نشان داد روی خیلی ها به صورت ظاهری کم شده و همچنان برخی با اعتماد به نفس و قدرتی مثال زدنی به کار خود ادامه می دهند!


3-محمود احمدی نژاد: انصافاً آقای رییس جمهور در هیچ چیز نمونه نباشند در جواب دادن و پاسخ دادن و کنایه زدن به این و آن، و نهایتاً ضربه فنی کردن حریف متبحرند.



الحمدالله، بالاخره پس از مدت ها جنگ روانی بحرینی ها علیه ایران، یکی پیدا شد و جواب دندان شکنی تحویل "استان سیزدهم" ایران داد. محمد احمدی نژاد در کنفرانس خبری خود، با اشاره به سخنان مقامات بحرین گفت: بحرین اول نقشه را ببیند بعد حرف بزند . می خوامت دکتر!

4- مطهری: نماینده مردم تهران در مجلس گفت: سؤال از رئیس جمهور را که تاکنون به ملاحظات گوناگون از جمله امید به بازگشت رئیس جمهور به مسیر درست مسکوت گذاشته بودیم و نزدیک به 90 امضا دارد به فضل خدا به جریان خواهیم انداخت .



وی افزود: فکر می کنم به صلاح کشور است و موجب تفاهم بیشتر دولت و مجلس و رفع بسیاری از سوء تفاهمات خواهد شد . البته  باید گفت که بارها اقای مطهری چنین ادعایی مطرح کرده است که هیچگاه به نتیجه نرسیده است.

5-آنتونی وینر: عضو مجلس نمایندگان آمریکا پذیرفته است که عکس نیمه برهنه ای از خود با لباس زیر برای خانم جوانی در شهر سیاتل فرستاده اما تاکید کرده که استعفا نخواهد داد. وی با تایید ارسال این عکس اعلام کرده است که عمیقا از کاری که کرده متاسف است اما استعفا نمی دهد.



با وجود اینکه آقای وینر اعمال زشتی را مرتکب شده است، اما اعتراف او به اشتباه خود در مقابل دوربین خبرنگاران و اعلام اینکه از عمل خود متاسف است، بسیار آموزنده است، به خصوص برای سیاستمدارن و مسئولان ایرانی که حتی اگر عملکرد آنان باعث وقوع فاجعه ای شود، هر جوری هست ماستمالی می کنند! مثل سرکار خانم وزیر بهداشت که در مورد وقایع پرت کردن بیمارات از بیمارستان، خواستار بخشش خاطیان شدند و در مورد مرگ کودک سنندجی، اظهار کردند که "اشتباهات پزشکی، طبیعی است" همین!

امنیت دختران بدحجاب ایرانی مهمتر است یا جناب پوتین؟

 

در هفته اخیر سه حادثه تلخ كه ابعادش فراتر از یك حادثه ارزیابی شد و حكم یك فاجعه را داشت، مورد توجه ویژه افكار عمومی قرار گرفت؛ نخست تجاوز به زنان و دختران مستقر در یك باغ در خمینی شهر اصفهان كه پس از حبس شوهر و بستگانشان از سوی گروهی از اراذل در همان محل مورد تجاوز قرار می گیرند و دردآور آنكه یكی از قربانیان باردار بوده است. دوم تعرض به یك دانشجو در دانشگاه فردوسی مشهد كه اگرچه ابعاد ذكر شده برای ماجرا از سوی دانشگاه تكذیب شد، اما اصل ماجرا تایید شد و سوم اقدام یك روحانی برای جلوگیری از ربودن یك دختر در مركز تهران به عنوان نقطه ای كه باید امنیتش الگو باشد، بود كه منجر به آسیب دیدگی شدید این مرد شجاع توسط متعرضین شد.

در هر سه اتفاق آنچه بیش از پیش از سوی مسئولان نیروی انتظامی و گروهی از رسانه ها با تأسی به گفتار مسئولان این نهاد مورد توجه قرار گرفته بود، عدم وجود پوشش نامناسب قربانیان بود و در واقع بر نقش پررنگ بدحجابی این قربانیان كه همگی دختر و زن بوده و غیرت جامعه اسلامی محسوب می شودند، تاكید شده است. روشن است كه حجاب و پوشش خود یك حصار امنیتی برای زنان مقابل هوسرانان است، اما به كارگیری چنین تعابیری كه رنگ و بوی توجیه می دهد، تنها عصبانیت مردم را به دنبال دارد، چرا كه بر فرض آنكه این اشخاص بدپوشش ترین ها بوده باشند، آیا مجوز یا توجیهی برای تعرض به حریم شان بوده است؟

آیا در بسیاری از كشورهای اروپایی علی رغم بی حجابی، آمار تعرض به زنان و دختران كمتر از آمار  غیرقابل ارائه تعرض به زنان افغانستان كه برقع می پوشند، نیست؟

ادامه مطالب ...

ادامه نوشته

احمدی نژاد ؛ قبل و بعد از رسیدن به قدرت

یکی از بینندگان  در مطلب کوتاهی نوشته است:
 
باسلام موضوعي را مي خواهم با دوستان در ميان بگذارم ولي نتيجه گيري با شما

پروژه ها و وعده هاي انتخاباتي جناب احمدي نژاد قبل از رياست جمهوري :

1_ قطع يد مافياي نفتي
2_ شكست انحصار دانشگاه آزاد
3_ مبارزه با رانت خواران وآقازاده ها و موضوعاتي از اين دست
4_ معرفي ورسوا نمودن مفسدان اقتصادي
5_ ولايت پذيري محض
6_ استفاده از نيروهاي ارزشي در دولت و....
7_ ايجاد ارتباط بيشتر و بهتر با علما

واما بعد از به قدرت رسيدن ايشان:

1_ برهم زدن وضعيت سازماني وزارت نفت و منصوب نمودن نزديكان خود در وزارت نفت جهت استفاده بهتر از فرصتهاي مالي ناشي برسيطره بروزارت نفت

2_ صدور مجوز دانشگاه جديد به هم پيالگان و دوستان نزديك خود جهت رقابت با دانشگاه آزاد

3_ بكارگيري وچشم پوشي از افرادي كه به واسطه ارتباط نزديك باايشان به رانتهاي نامحدود اقتصادي دست يافتند نظير آنچه در سازمان ميراث فرهنگي و معاون اول ايشان وجود دارد

4_ عدم معفي حتي يك فرد مفسد اقتصادي بلكه لاپوشاني فساد مديران خود

5_ عدم تمكين حكم ولي فقيه درموارد انتصاب مشائي .ادغام سازمان حج و بركناري وزير اطلاعات و ...

.6_ اخراج نيروهاي ارزشي از كابينه (آقايان محسني اژه اي . صفار هرندي .پور محمدي. لنكراني و.......

7_ عدم توجه به نظرات وانتقادات علما و مراجع و حتي حاميان خود

نتيجه : ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

باز هم رفتار دوگانه جناب دکتر. چرا؟

حسن فاتحی در یادداشتی نوشت: رئیس محترم دولت دهم، دیروز در جواب چندین خبرنگار كه سوالاتی با مضمون تحركات جریان انحرافی و انتقادات و اتهامات رسانه ای وسیع علیه این جریان، پاسخی كوتاه، عجیب و از پیش تعیین شده می داد: "سكوت الهام بخش وحدت می كنم"!

هر چند این پاسخ چندین بار در پاسخ به اصرارهای خبرنگاران مختلف تكرار و بر آن تاكید شد، اما پرسش اینجاست كه چرا دقیقا در مقطع كنونی و بعد از سالها تنش و التهاب اكنون چنین راهبردی از سوی ایشان اتخاذ شده است؟



سكوت الهام بخش وحدت، بعد از  التهاب آفرینی های تصنعی و واقعی بالاخص طی دو سال اخیر، چه مفهومی می تواند داشته باشد؟ اگر عده ای بدبینانه از این سكوت، تعبیر به تاكتیكی با شاخصه فرار به جلو بنمایند، چه پاسخی باید به آنان داد؟

چرا این سكوت دیرهنگام -كه چه بسا "حاصل بصیرت تاخیری"  ناشی از تداول ایام باشد-، نه تنها در ایام مناظرات جنجالی مورد توجه قرار نگرفت، بلكه با "بگم، بگم" های تحریك كننده وحدت جامعه اسلامی را هدف گرفت؟

 


چرا زمانی كه عده ای غیرمستند و بر مرام هیاهو، مورد انواع تهمتهای فرافكنانه قرار می گرفتند، از این سكوت الهام بخش وحدت سخن گفته نمی شد؟ چرا عده ای نه تنها تحت هیچ شرایطی وحدت با منتقدین صاحب نظر و مخالفین سبك مدیریتی هیاهومدارانه را، قبول نمی كردند؛ بلكه وقتی انتقاد می كردند، سخنی از "آزادی اندیشه" نبود؟



شاید عدالت ادعایی دوستان، برای خودیها و غیرخودیها تعریف متفاوتی دارد، یعنی اگر جریاناتی دیگر ولو باپشتوانه مردمی خطایی داشتند، برای بازیهای سیاسی، بایستی آنها را با عنوان فسادهای كلان بزرگتر مطرح نمود، ولی اگر هم تیمها و مدیران زیرمجموعه زیرسئوال رفتند، بایستی از آنها دفاع كرد و یا اینكه كاسه و كوزه ها را، بر سر جریاناتی خودساخته و ردگم گننده شكست.

آیا مراد از شعار عدالتی كه این همه هزینه برای حاكمیت اسلامی در عرصه های داخلی و خارجی به جا گذاشت، همین فرصت طلبی های ملموس بود؟

چطور وقتی اسمی از برخی رقبا و وابستگانشان برده می شود، تمام همت دوستان با فریاد "وامصیبتا! بیت المال چنین شد و چنان" بدون هیچ ملاحظه وحدتی، در بوق و كرنا مطرح می شود و انواع اتهامات ثابت نشده به آنان چسبانده می شود، ولی جریان متصل به حلقه قدرت كه انواع و اقسام اسناد از سوی رسانه های اصولگرا علیه آنان منتشر می شود، همچنان پاك وزلال دانسته می شود؟



بنده وقتی این جواب را شنیدم كه دكتر فرمودند: "بخاطر سكوت الهام بخش وحدت سكوت می نمایم" و این كه "این دولت قانونمندترین دولت پس از انقلاب است"، ناخودآگاه یاد الهام هایی افتادم كه تا دیروز در عین وظایف داوری حاكمیتی، مبلغ انتخاباتی شده بودند. نكند حالا نیز مراد از سكوت الهام بخش وحدت، این باشد كه بعد از قهر و آشتیهای حساب شده، افراد و جایگاه هایی ترسانده شدند و سر جایشان نشانده شدند و حالا سكوت می كنیم؛ شاید تا فصلی برای التهابی دیگر!

البته بنده به عنوان یك شهروند از دكتر معذرت می خواهم كه، چنین به این  تاكتیكها بدبین شده ام، ولی این یك قاعده است كه "مومن دو بار از یك سوراخ گزیده نمی شود"، و من دیگر نمی توانم چنین سخنانی را برای خود هضم نمایم.

معضل بیکاری به اوج انفجار خود رسیده/ با وعده‌های دروغین نمی شود جلوی انفجار را گرفت

نماینده مردم کهگیلویه و بویراحمددر مجلس شورای اسلامی از وضعیت وخیم بیکاری در کشور خبر داد.
بزرگواری همچنین گفت: درخانه ملت هشدار می دهم که معضل بیکاری به اوج انفجارخود رسیده است و با وعده‌های دروغین و تولید شغل‌های کاذب میلیونی نمی توانیم جلوی این انفجار را بگیریم، تا دیر نشده دولت و مجلس به فکر را هکارعملی باشند و از سر خوردگی و افسرگی و حتی خودکشی جوانان جلوگیری نمایند.

 
وی با ابراز تاسف از نابه‌سامانی و از هم گسستگی های به وجود آمده در وزارتخانه‌های کشور  گفت: این نابه‌سامانی را چگونه تفسیر می کنید، شأن اقتدار مجلس کجا رفته است، در وزارت نفت که ۶۵ تا ۷۰ درصد بودجه  و اقتصاد ما به آن بستگی دارد، چرا این وضعیت پیش آمده که در تمام مناطق نفت خیز کارکنان و زیر مجموعه های نفت سرگردان مانده است. وضعیت ما در مقوله نفت و گاز با کشور هایی مانند ژاپن و کره جنوبی فرق دارد چرا که آن کشور ها وارد کنند نفت و گاز هستند و می توانند یک وزارتخانه به نام انرژی داشته باشند تا برق،  گاز، نفت و آب مردمش را تأمین کند.

بزرگواری با بیان این که کشور ما صادر کننده نفت است، تصریح کرد: نمایندگان باید مخالفت خود را قاطعانه با ادغام وزارت نفت اعلام کنند.

جناب آقاي احمدي نژاد ، باور كنید این رفتگر هم مثل گلزار و هدیه تهرانی یك انسان است!

 

این رفتگر و امثال او هم مثل خانمها هدیه تهرانی و مهناز افشار كه در جلسات خصوصی به درددلهایشان رسیدگی می شود، انسان و ایرانی هستند و واجبتر از برگزاری نمایشگاه برای هدیه تهرانی و به حج فرستادن مهناز افشار كه انشاءالله تماماً از جیب خودشان بوده، سیر كردن شكم رفتگری است كه احمدی نژاد با پوشیدن لباس او از مردم رای گرفت و قرار بود نوكر مردم باشد نه اینكه صرفا بر آمارهایی كه اینها را سیر نشان می دهد، تاكید و اصرار شود!

«با افتخار اعلام كنیم كه ما جزو معدود كشورهایی هستیم كه كسی در آن به نان شب خود محتاج نیست و گرسنه نمی‌خوابد و حداقل‌ها را همه در جیب خود دارند و یارانه‌ها در جیب مردم قرار دارد.» این عین عبارتی بود كه محمود احمدی نژاد اوایل اسفندماه همزمان با افتتاح تعدادی سیلو در كشور ذكر كرد و بدان فخر فروخت و اگرچه اعتراض جدی ای به ادعای شخص اول دولت در آن مقطع صورت نپذیرفت، اما مرور زمان به رئیس دولت نشان داد چنین مسئله ای در مملكت ما هنوز صادق نیست.

یكی از مصداق هایی كه گفته های رئیس جمهور را در روزهای اخیر به چالش كشید، بستری شدن پیرترین رفتگر پایتخت به دلیل سوءتغذیه و گرسنگی بود؛ اتفاقی تكان دهنده كه نشان می دهد وقتی دهك های پایین درآمدی در تهران با چنین مصائبی روبرو هستند و گرسنه می خوابند، در شهرستان ها وضعیت به مراتب خراب تر است و قشر وسیع تری با گرسنگی سر بر بالین می گذارند، هر چند شاید هنوز نفر اول دولت چنین باوری نداشته باشد و حتی شاید برخی حامیان دولت تصور كنند بیماری این رفتگر هم در جهت ضربه زدن به شعارهای دولت های نهم و دهم بوده است!

در هر حال بدن نیمه جان عبدالله مرحومی پیرترین رفتگر كلانشهر تهران كه عصر روز شنبه در پارك كودك شهر زیبا پیدا شد و پزشكان غرض ورز! علت عارضه اش را ضعف عمومی ناشی از گرسنگی اعلام كردند، همچون سندی زنده هنوز موجود است و اگر برخی تصور می كنند این مرد زحمتكش 76 ساله كه ماهی 200 هزار تومان حقوق می گرفت و روزها در مسجد می خوابید، جزو سیاه نمایان است، می توانند این بدن نحیف را مشاهده كنند كه یكی از بی شمار مبتلایان به فقر است. شاید عبدالله با دستور محمدباقر قالیباف بازنشسته شد و خانه ای دز سنندج به او تعلق گرفت، اما این مرهمی برای زخمی است كه گاه گاهی گوشه ای از آن عیان می شود.

آقای احمدی نژاد شاید منظورشان از اینجا نهاد ریاست جمهوری بوده و الا هنوز بسیاری از مردم به این مشكلات مبتلا هستند و حتی حداقل دستمزد كارگری را هم دریافت نمی كنند و چون به شغلشان محتاجند، دم بر نمی آورند. آنها كه توان تهیه مسكن مهر را هم ندارند، برایشات مهم نیست قیمت نفت و گاز و نان ایران با قیمت جهانی هم تراز می شود. آنها می خواهند زندگی كنند و به حداقل ها قانعند. اما دریغا كه این حداقل ها هم برای بسیاری فراهم نیست و تنها رئیس جمهور است كه تصور می كند با هدفمندی حداقل ها برای همه فراهم آمده، حال آنكه با هدفمندی رقمی به درآمد كسی افزوده نشده كه قدرت خریدشان بالا رفته باشد، بلكه "تنها بخشی" از افزایش هزینه ها كه با هدفمندی رخ داده، جبران می شود.

آقای احمدی نژاد باید مدنظر داشته باشد كه ادعای سیر خوابیدن تمامی مردم مملكت را حتی مولا علی (ع) نیز به عنوان الگوی زمامدار اسلامی كه شب ها را وقف فقرا كرده بود، نداشت، چه رسد به دیگر زمامداران تاریخ مدیریت اسلامی. این واقعیتی است كه تا چندی پیش كسی جرات بیانش را نداشت اما وقتی رهبر انقلاب به صراحت بیان كردند وضعیت عدالت مطلقاً راضی كننده نیست، درب نقد گشوده شد و عده ای كه با هزینه كردن از رهبری، اجازه نقد در حوزه عدالت محوری را نمی دادند و دولت های نهم و دهم را عین عدالت می دانستند، دیگر مجبور شدند تمكین كنند و فضا را برای نقد فراهم نمایند تا این گونه نشود كه برخی تصور كنند كاری انجام داده اند كه در تاریخ اسلام بی سابقه است.

آقایان احمدی نژاد، مشایی و بقایی كه دغدغه هنردوستی و مهرورزی با هنرمندانشان توصیف ناشدنی است، باید باور كنند این رفتگر و امثال او هم مثل خانمها هدیه تهرانی و مهناز افشار و آقای محمدرضا گلزار كه در جلسات خصوصی به درددلهایشان رسیدگی می شود، یك انسان و یك ایرانی هستند و واجب تر از برگزاری نمایشگاه برای هدیه تهرانی و به حج فرستادن مهناز افشار كه انشاءالله از جیب خودشان بوده، سیر كردن شكم رفتگری است كه احمدی نژاد با پوشیدن لباس او از مردم رای گرفت و قرار بود نوكر مردم باشد نه اینكه صرفا بر آمارهایی كه اینها را سیر نشان می دهد، تاكید و اصرار شود!

اعدام 2 متجاوز به عنف در كرمانشاه

ساعت 6 و 30 دقيقه صبح روز يک‌شنبه، هشتم خردادماه در ميدان آزادي شهر کرمانشاه دو متجاوز به عنف در ملاء عام به دارآويخته شدند.

بر اساس اين گزارش، يکي از اين دو نفر فردي به نام «پ. محمدي پشته‌ريزه» ساکن کرمانشاه بود که به جرم انجام عمل شنيع لواط با يک پسربچه 12 ساله و گرفتن فيلم از او، با راي دادگاه کرمانشاه و تاييد آن توسط ديوان عالي کشور اعدام شد و ديگري نيز فردي به نام «الف.نمکي» ساکن اسلام آبادغرب بود که او به دليل تجاوز به يک دختر بچه 9 ساله که مشغول بازي در کوچه بوده، با راي دادگاه کرمانشاه و تاييد آن در ديوان عالي کشور به دار مجازات آويخته شد.

بر اساس اين گزارش، پس از اجراي احکام الهي در خصوص اين دو متجاوز به عنف، حاضران در ميدان آزادي کرمانشاه، با سر دادن شعار «قوه قضاييه، تشکر تشکر» حمايت خود را از مجريان قانون اعلام داشتند.

انتصاب رئیس جدید سازمان جهاد کشاورزی در کرمانشاه

 

طی حکمی از سوی وزیر جهادکشاورزی رئیس جدید سازمان جهاد کشاورزی استان کرمانشاه منصوب شد.در این حکم دکتر امیرابراهیم مقصودی فر مدیرکل فعلی دامپزشکی استان کرمانشاه بعنوان رئیس جدید سازمان جهادکشاورزی استان منصوب و از خدمات روئین تن قدردانی شده است . مراسم معارفه و تودیع رئیس سابق این سازمان امروز شنبه 7 خرداد با حضور مسئولان استان برگزار شود.

شایان ذکر است احتمالا" روئین تن نیز به تهران منتقل شده و در وزارتخانه مربوطه مشغول بکار خواهد شد.برخی از نمایندگان استان بویژه دکتر کرمی راد از مدتها قبل پیگیر موضوع تغییر روئین تن بودند.

10 فرد جسور و بامزه هفته چه کسانی بودند؟ / از احمدی نژاد تا همسرالهام، رادان ، بقایی، عرب نیا، لاریج


هفته ی گذشته (هفته ی نخست خردادماه)، تقریبا مانند دیگر هفته ها، تحلیل و اظهار نظرهای بامزه و بعضا جسورانه ای در محافل خبری شنیده شده است که در ذیل به ان اشاره می شود:

شخصیت های بامزه هفته




1- آقای رئیس جمهور در اوایل هفته طی اظهاراتی اروپایی ها را متهم به دزدیدن باران کشور کردند. البته احمدی نژاد فردای آن روز، عنوان کرد که این حرف ها را او نزده است بلکه یک سیاستمدار اروپایی که رئیس جمهور نام آن را نبرد، این حرف ها را زده است.



2- خانم فاطمه رجبی در پی انتقادات سلیمی نمین که بیان کرده بود که "فاطمه رجبی نقش ویژه ای در متوهم کردن احمدی نژاد داشته است" ، طی مصاحبه ای با همان بیان همیشگی اش که طبعاً انتقادی را برنمی تابد، عنوان کرده است که بیش از 3 دهه! تلاش قلمی و بیانی در مسائل سیاسی داشته است.



3- سردار رادان که ید طولایی در ابداع کلمات دارد، به تازگی رو به ایجاد قانون های جدید آورده است.وی گفت که قانون به پليس اجازه مي‌دهد كه براي جمع آوری دیش،  ورود به منازل هم داشته باشد که اظهارات وی توسط سخنگوی قوه قضائیه رد شد و آن را غیرقانونی دانست.



4-مشاور سابق رئیس جمهور در امور روحانیت پس از برکناری از سمتش علیه مشایی افشاگری کرده است. وی گفته است: مشایی گفته بود 6 سال با نظام مدارا می کنیم، دو سال آخر، ساختارشکنی! . حالا چرا اقای سقای بی ریا پس از برکناری به فکر این افشاگری افتاده است ، جای تعجب دارد!



5-بقایی اعلام کرده است که خبر حکم انفصال او از مشاغل دولتی کذب محض است. این در حالی است که تصویر حکم ایشان در فضای مجازی پخش شده است. البته برخی سایت های دیگر، به تخلفات مهم تر بقایی اشاره کرده اند .
 
شخصیت های جسور هفته



1- فریبرز عرب نیا با حضور در برنامه "هفت" بحث های ریشه ای در مورد سینمای ایران و وضعیت کنونی کشور کرد. وی در این برنامه انتقادات شدیدی از فضا و مدیریت فرهنگی کشور کرد و در بخش دیگری از سخنانش، غیرمستقیم به چندین نفر از مدعیان بازیگری و کشف استعداد بازیگری، حمله کرد. بازیگر نفش مختار گفت: مدیریت فرهنگی فعلی کشور، "فاسد" و "گندیده" است.



2-جناب دکتر علی لاریجانی در پی عدم رعایت قانون توسط دولت و بی توجهی و بی اعتنایی شخص رئیس جمهور به این قوه ی تاثیرگذار در کشور گفت: بنا نیست مجلس در دست رئیس جمهور باشد. وی در ادامه با ارائه مثال از رضاخان و بنی صدر افزود: بی قانونی بستر را برای دیكتاتوری فراهم می كند.



3-احمدی نژاد با وجود هشدارهایی که بر اساس ادعای کاتوزیان، به او در مورد افتتاح زود هنگام پالایشگاه آبادان داده بود،  مانند رویه سابقش "جسارت" به خرج داد و به آنجا رفت. وی قبل از افتتاح گفت: آماده ایم صنایع نفتی همه کشورهای اسلامی را نوسازی کنیم. البته پس از این اظهارت و زدن دکمه که منجر به راه اندازی آن پالایشگاه می شد، انفجار مهیبی رخ داد و چندین نفر متاسفانه جان خود را از دست دادند.



4-پایگاه اطلاع رسانی آیت الله رفسنجانی که انعکاس دهنده موضع رسمی ایشان است در تحلیلی از وقایع اخیر نوشت: رویارویی جریان تحجر با جریان انحرافی را باور نکنید . این سایت با اشاره به سخنان همسر الهام در دولت نهم و اظهارات اخیر وی و  حامیان سابق رییس جمهور، نوشت: .... تا دیروز معجزه هزار سوم بود و امروز بزرگترین خطر نظام!



5-آیت الله نوری، امام جمعه خرمشهر طی انتقادات بی سابقه ای از دولت گفت: عیب است که احمدی نژاد متوجه دروغ ها نمی شود. وی افزود: یگر کسی رغبت نمی کند به خرمشهر بیاید.