از جنایت "تجاوز گروهی به زنان در خمینی شهر" تا افاضات علم الهدی در مورد "دختران تنگ لباس دوچرخه سوار
وی می افزاید: امسال در یکی از پر رفت و آمد ترین خیابان های تهران، دو فرد موتورسوار که قصد تعرض به دختری جوان داشتند، باز هم در عدم حضور پلیس و نیروی انتظامی، با واکنش یک ایرانی ملبس به لباس روحانیت مواجه می شوند، اما، در جامعه ای که می خواهد با یک دست صدای غیرت بلند کند ، شیشه بر چشمانش می کنند و از مهلکه می گریزند.
در این یادداشت آمده است: اگر درنگ بر سیاست یک بام و دوهوای نهادهای امنیتی و مذهبی نسبت به موضوع "روحانی فداکار" با مسائلی چون "واقعه ی میدان کاج" و تلاس برای پیش کشیدن مسائل بی ارتباط با این جنایت و فراموشی اذهان از کم کاری برخی نهادها را به وقتی دیگر بسپاریم ، می بینیم که ؛ از این نمونه ها در گوشه کنار بسیارند، از تعرض به دانشجوی دختر مشهدی تا تجاوز به اعضای خانواده ای در خمینی شهر در یک حریم خصوصی ؛ و هنگامی که منتظر توضیح مسئول مربوطه می شویم، او آمار زنان خیابانی را مطرح می کند و درخواست مردم برای مبارزه با بدحجابی!

شهسواری در بخش دیگری از یادداشت خود چنین می نویسد: اظهار نظر برخی صاحبان تریبون ها که هر مسئله ای را به بروز بداخلاقی اجتماعی نسبت می دهند نیز تامل برانگیز است. توجه به دختران دوچرخه سواری که به فرموده ی امام جمعه مشهد ، با لباس کوتاه و تنگ ، با ايمان پسر جوان چه ها که نمی کند ، لااقل به همان اندازه دارای اهمیت هست که بیکاری و فقر در جامعه ، بروز اختلالات شديد در سيستم فکري، عصبي نوجوانان و جوانان ، ياس و سرخوردگي به دلیل عدم توجه به نیازهای آنها و در نتیجه عدم تعادل های اجتماعی، سیاسی و اقتصای ، که کم کم موانعی بزرگ پیش روی رشد اقتصاد کشور قرار می دهند و همین معضل جرم و جنایت را در جامعه افزایش می دهد.
او می افزاید: اینکه برخی آقایان فرموده اند در میهمانی خصوصی خمینی شهر ، خانم ها بدحجاب بوده اند هم جالب توجه است . شاید این سخن برای کاهش بار منفی افشای این جنایت در ذهن متدینین جامعه باشد ، اما به هر روی قابل تامل است ، اینکه هر فرد در محافل خصوصی اش هم حجاب کامل داشته باشد از آن هول حلیم هایی است که عاقبت به افتادن به دیگ منجر می شود.