(برگرفته از وبلاگ ۰۸۳۱)

سکوت شب همه جا را فرا گرفته و صدایی به گوش نمی رسد.شهر درخواب است و ساکنانش هم.ساعت حدودا" 3 نیمه شب است.ناگهان صدای زنگ گوشی همراه آقای ... بلند می شود.او هم که انتظار این تماس بی موقع را ندارد از خواب بیدار شده و دعا می کند تا اتفاق ناخوشایندی رخ نداده باشد.ابتدا نگاهی به شماره روی گوشی می اندازد و می بیند که شماره تماس گیرنده از داخل کشور نیست.با خود می اندیشد این موقع شب این دیگر کیست؟ما که خارج از کشور فامیلی نداریم.نکنه از گروهکهای ضد انقلاب برای مزاحمت زنگ زده اند و هزار فکر دیگر.تا اینکه سرانجام تصمیم می گیرد پاسخ دهد.

-الو بفرمایید.

+سلام حاج آقا! ببخشید مزاحم شدم.من ... هستم.

-و علیکم، چطوری آقا؟خدا خیرت بده. گفتم این موقع شب کیه؟هزار تا فکر کردم.

+مگه ساعت چنده؟

-ای بابا! اینجا ساعت 3 نصفه شبه.نکنه اینجا رو با اونجا اشتباه گرفتی؟

+معذرت.می بخشید حواسم نبود.حقیقتش راجع به موضوع مهمی مزاحم شدم.

-بفرمایید.

+خدمت شما عرض کنم مثل اینکه قراره آقای ...  رو عوض کنن.می خواستم ...(و گفتگو ادامه می یابد)

گفتگوی فوق هر چند بصورت طنز آلود است اما بی شباهت به داستان تغییر یکی از مدیران کل استان هم نیست.

و اما اصل ماجرا:

شنیده ها حاکی از آن است در حالیکه مدیر کل یکی از نهادهای حمایتی استان بواسطه عملکرد نه چندان مناسبش در آستانه تغییر قرار گرفته،اما با رایزنی و پیگیری های مستمری که از خارج از کشور برای ابقاء وی درحال انجام است این موضوع فعلا" و برای چند روزی دچار تاخیر شده است.

 پس از آنکه محرز گردید این مدیر کل شانسی برای ماندن در سمتش ندارد شخصا" رایزنی های فراوانی را از کانال های مختلف برای ابقاء خود انجام داد که البته چندان مثمر ثمر نبود و نتیجه ای در بر نداشت.اما باتوجه به اینکه اساسا" برای برخی ها ترک قدرت بواسطه از دست دادن مواهب ناشی از آن، امری سخت و غیر قابل قبول بوده و درضمن این جایگاه برای آنها بسیار استراتژیک و حیاتی میباشد، وی تصمیم گرفت پیگیری موضوع را به فردی بسپارد که کرسی ریاست را برایش به ارمغان آورده بود.فردی که اساسا" شغلش هم، رایزنی است البته از نوع دیپلماتیکش.از این رو با توجه به اینکه فرد مورد نظر در حال حاضر دوران ماموریت و اشتغال خود را در خارج از کشور و درکشوری دوردست می گذراند،مقرر شد رایزنی ها اینبار از کشوری در آنسوی آتلانتیک(اقیانوس اطلس) مدیریت گردد.

این گزارش می افزاید این فرد که نسبت فامیلی بسیار نزدیکی با جناب مدیرکل دارد تاکنون در این خصوص با مقامات و شخصیتهای متعدد کشوری و استانی تماس تلفنی داشته و حتی ممکن است در این روزها ملاقات حضوری هم داشته باشد. با این حال گفته میشود پیگیریهای او با مقامات ارشد تصمیم گیرنده سازمان مربوطه درتهران نتیجه ای در برنداشته و او تصمیم گرفته است تا از طریق مقامات ارشد انتصابی و انتخابی استان وارد عمل شود که البته در گام نخست،آیت الله علماء امام جمعه کرمانشاه با اعلام اینکه شانیت روحانیت و جایگاه نماینده ولی فقیه در استان بالاتر و والاتر از آنست که وارد اینگونه بازیهای سبکی شود،فرد پیگیری کننده موضوع را ناامید می کند.اما این فرد که روزگاری در سطح کشور برای خودش برو بیایی داشته ، از کانال یکی دیگر از مقامات ارشد استانی وارد شده و فعلا" موفق شده نظرمثبت او را برای ابقاء مدیر کل مورد نظر جلب کند و همین امر هم موضوع تغییر این مدیرکل را که باید با هماهنگی مسئولین ارشد استان صورت گیرد،موقتا" دچار وقفه نموده است.

نکته جالب در مورد این مدیرکل که همزمان در یکی از هیاتهای ورزشی استان هم دستی بر آتش دارد،به برنامه های وی در ماه مبارک رمضان امسال بر می گردد. جایی که وی برای حفظ جایگاهش،همواره در صف نخست درس تفسیر نهج البلاغه آیت الله ممدوحی حضور داشت و در ادامه و بی درنگ خود را به محضر امام جمعه محترم می رساند تا به خیال خویش ،هر دو طرف برای روز مبادا هوایش را داشته باشند.

به هر حال باید منتظر ماند و دید تلاشها و پیگیری های بی حد و حصر این گروه برای تثبیت قدرت،نفوذ و جایگاهشان در استان در نهایت به کجا خواهد انجامید و فرجام داستان تکیه بر ریاست این سازمان که برای آنها حکم پل پیروزی را دارد چگونه خواهد بود؟بخصوص باتوجه به اینکه زمان زیادی نیز به انتخابات دور آینده مجلس شورای اسلامی نمانده و باید برای این موضوع  از همین حالا برنامه ریزی کرد. و سرانجام اینکه اگر احیانا" دیدید و شنیدید آقای مدیرکل در پستش ماندگار شد،بدانید و آگاه باشید که ماجرا از کجا آب می خورد!!!